شما را ، پس بميراند شما را ، پس زنده كند شما را ، هست از انبازان شما آنك كند از شما از چيزى ؟ « 1 » پاك است او و برتر از آنچه انباز مىگيرند
41 - پيدا آمد تباهى اندر خشك زمين و دريا « 2 » به آنچه كرد دستهاى مردمان تا بچشانيم ايشان را برخى آنچه كردند ازيشان مگر باز آيند
42 - بگو : برويد اندر زمين و بنگريد كه چگونه بود سرانجام آن كسها كه از پيش بودند بيشتر ايشان انباز گيران
43 - بدار روى خويش دين را راست « 3 » از پيش آن كه بيايد روزى كه نه باشد باز بردن آن را از خداى عزّ و جلّ ، آن روز بپراكنند « 4 »
44 - هر كى كافر شود بر اوست كافرى او ، و هر كى كند نيكى بتنهاى خويش جايگاه كنند « 5 »
45 - تا پاداش كنند آن كسها را كه بگرويدند و كردند نيكىها از فضل او ، « 6 » كه او نه دوست دارد كافران را
46 - و از آيتهاى اوست كه بفرستد بادها بشارت دهنده ، « 7 » و تا بچشاند شما را از رحمت خويش ، « 8 » و تا برود كشتى بفرمان او ، و تا
هامش
( 1 ) هيچ هست از انبازان شما كسى كه بكند آن تان هيچ چيز ؟ ( بو ) - هيچ هست از انبازان شما كسى كه چنين كند از بهر شما هيچ چيز ؟ ( آ )
( 2 ) آشكارا شد تباه كارى اندر دشت و دريا . ( بو ) - آشكارا شد فساد اندر بيابان و دريا . ( صو .
آ )
( 3 ) راستدار روى خويش را - يعنى دل خويش را - مر دين راست را . ( بو ) - بپاىدار روى خويش را دين پاكيزه را . ( آ . صو )
( 4 ) كه باز گردانيدن نباشد از خداى آن روز كه بپراكنند . ( بو ) - كه نباشد باز برنده از خداى آن روز كه از گور همى بيرون آيند . ( آ . صو )
( 5 ) مر تنهاى خويش را گسترند . ( بو ) - تنهاشان را آرامگاه ساختند . ( آ . صو )
( 6 ) از فزونى وى يعنى تجارت . ( بو )
( 7 ) مژده دهندگان بباران . ( بو ) - پراكنده . ( آ . صو )
( 8 ) از بخشايش خويش .
( آ . صو ) - از بخشودن وى . ( بو )