پس يزيد بفرمود تا ايشان را جايى فرو آورند و ده روز بداشتشان . آن گاه بمدينه باز فرستاد .
و صلوات اللَّه عليه و على إله الطاهرين الطيبين و لعنة اللَّه و غضبه و سخطه على قاتلى بنيه و على آمره .
پس چون حسين كشته شد با برادر زادگان ، عبيد اللَّه بن زياد از ولايت عراق بر نه خورد ، و خداى عز و جل مختار بن ابى عبيد را بگماشت تا بيامد و آن كشندگان حسين را همه بكشت ، و اول عبيد اللَّه بن زياد را بكشت ، و عمر بن سعد را بكشت ، پس شمر بن ذى الجوشن را بكشت ، و آن سپاه را كه عمر بن سعد بكربلا آورده بود همه را همى آورد و همى كشت . و هيچ خلق را يكسان نه كشت ، گروهى را به ديوار بدوخت ، و به تير بكشت ، و گروهى را بفرمود تا زنده پوست باز كردند ، و گروهى را دستها و پايها و زبانها ببريد . پس از آن مصعب بن الزبير بيامد و مختار را بكشت .
پس عبد الملك بن مروان بيامد و بكوفه آمد و سر مصعب ببريد و بر درقهء نهاد و همه پيران كوفه را بار داد .
پس پيرى از ميان گريستن گرفت . عبد الملك او را گفت اى پير چرا همى گريى ؟
گفت اگر دستورى دهى تا بگويم . گفت اينجا كه امير المؤمنين نشسته است عبيد اللَّه ابن زياد را ديدم سر حسين بن على پيش وى نهاده ، و پس از آن مختار را ديدم سر عبيد اللَّه پيش وى نهاده ، و پس مصعب بن الزبير را ديدم نشسته و سر مختار پيش وى نهاده ، و پس از آن اكنون امير المؤمنين را همى بينم نشسته سر مصعب پيش نهاده . و همچنين هر بارى ما را بار دادند تا بديديم و ندانيم پس ازين چه خواهيم ديدن .
پس اين فتنهاى گذشته ياد كرديم تا بدانى و عبرت گيرى و اگر ترا از بهر دين المى رسد تافته نه گردى . و اين آيت كه خداى گفت عز و جل :
الم . أَ حَسِبَ النَّاسُ
الى قوله
لا يُفْتَنُونَ
. اين فتنها است كه ياد كرديم . پس گفت و لقد فتنا الذين من قبلهم فليعلمن اللَّه الذين صدقوا و ليعلمن الكاذبين . گفت آن كسها كه از پيش ايشان بودند ايشان را آزموده كرديم بفتنها تا پديدار آمد كه راست گوى كيست و دروغ زن كيست ، و كيست كه بر ايمان ثبت كند و كيست كه نه كند . و ما اين از بهر آن آورديم كه محنتها ديرينه است و هر كى او مخلصتر و ايمان وى خالصتر او بمحنت نزديكتر . رسول گفت صلوات اللَّه عليه و سلم :
ان اشد الناس بلاء الانبياء ثم الاولياء ثم الامثل فالامثل .
و باز گشتيم به قرآن . و نفعنا اللَّه و اياكم .