تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1363

مساهمون:

ص١٣٦٣
بنا گوش عثمان رضى اللَّه عنه و خون از بنا گوش او بر جوشيد و روانه شد و بر مصحف ريخت بر اين آيت كه خداى عزّ و جلّ همى گويد :
فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللَّهُ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ
. « 1 » و عثمان رضى اللَّه عنه بر زمين بيفتاد و سودان بن حمران اندر شد و يك شمشير بزد بر پهلو عثمان رضى اللَّه عنه ، و عثمان رضى اللَّه عنه تا جان از وى برآمد همى گفت : فديت بوجه محمّد صلّى اللَّه عليه و سلّم . و گروهى گويند كه كنانه عمودى آهنين داشت و بر سر عثمان زد . و گروهى گويند كه عثمان را بخبه كشتند و اين هيچ درست نيست از بهر آن كه خون بر مصحف ريخته بود . و گروهى گويند كه اول شمشير كه برو زدند دست راستش بيوكندند ، و عثمان گفت رضى اللَّه عنه كه اين آن دست است كه اوّل قرآن اين نبشت . پس چون عثمان را رضى اللَّه عنه بكشتند آهنگ نايله زنش را كردند ، و نايله پيرايه از خويشتن باز كرد و پيش ايشان انداخت و گفتا اين همه شما راست ، و اين چادر به من بگذاريد . ايشان آن پيرايه برداشتند . و گروهى گويند نايله نيز خويشتن را بر عثمان انداخت و او را بر عثمان انداخته او را نيز زخم رسيد . « 2 » و اين مرد كه پيرايه از نايله بستد كلثوم نام بود ، و اين نايله زنى بود با جمال و نيكو روى ، و اين كلثوم دست برآورد و گفت كه من اين پيرايه كجا مىبرم مرا ازان همى بايد . و اشارت بجاى ديگر كرد . و غلامى ازان عثمان رضى اللَّه عنه آنجا ايستاده بود و اندر آمد و شمشيرى بزد و اين كلثوم را بكشت ، و برادر كلثوم آنجا حاضر بود و آن غلام را بازكشت ، و آن پيرايه برداشت و برفت . پس پنج خون بدان
هامش
( 1 ) البقره 137 ( 2 ) نايله خويشتن را بر عثمان افكند تا او را نيز جراحت رسيد . ( بو )
ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1363 | محمد بن جرير الطبري / حبيب يغمائى