تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1338

مساهمون:

ص١٣٣٨
نخواهم . و ايشان هم چنان كه مىگفتند بكردند و مزد قضا و دبيرى هيچ نخواستند ، پس ابو بكر رضى اللَّه عنه مزد آن هر دو خود بر مىداشت ، و دو سال و چهار ماه خليفت بود ، و اندر مدّت خليفتى هشت هزار درم گرفته بود و هزينه كرده بود از بيت المال . و چون رنجور شد وصيّت كرد و گفت كه بعد از وفات من بايد كه هر چه از من باز ماند همه به بيت المال بريد تا جامهء خواب كه در آن خفته بود . و چون از دنيا برفت او را سه زن و سه پسر و سه دختر مانده بودند ، و آنچه از وى باز مانده بود هم چنان كه وصيّت كرده بود همه به بيت المال بردند و ايشان را هيچ چيز بندادند . « 1 » و ابو بكر را رضى اللَّه عنه خليفتان بودند بنواحيها ، و بيشترين آن بود كه پيغامبر صلّى اللَّه عليه ايشان را بدان جايگاه فرستاده بود ، و ابو بكر رضى اللَّه عنه ايشان را هم چنان بجايگاه خويش رها كرده بود . و چون ابو بكر رضى اللَّه از دنيا برفت ابو قحافه پدرش زنده بود ، و بمكّه بود ، و بشش ماه از پس ابو بكر رضى اللَّه عنه از دنيا برفت . و نام ابو قحافه عثمان بود ، و ابو بكر عبد اللَّه نام بود : عبد اللَّه بن عثمان . « 2 » و پيغامبر صلّى اللَّه عليه او را عتيق خواندى ، يعنى عتيق من النّار ، يعنى آزاد كردهء از آتش . و ابو بكر رضى اللَّه عنه آن نام عتيق دوست داشتى از بهر فال . و گروهى گويند كه نام ابو بكر رضى اللَّه عنه اندر جاهليّت خود عتيق بود ،
هامش
( 1 ) و چون بمرد وصيت كرد كه هر آنچه از من بماند همه را به بيت المال باز بريد تا بسترى كه بر آن خفته‌ام . و چون بمرد همه به بيت المال باز بردند تا چادر كه بر وى افكنده بود . چون او بمرد ازو سه پسر و سه دختر و سه زن بماندند . و چون عمر رضى اللَّه عنه بنشست هيچ كس را از ايشان چيز نه داد . ( بو ) ( 2 ) و نام ابو بكر عبد اللَّه بن عثمان بود . ( بو )