تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1340

مساهمون:

ص١٣٤٠
عمر رضى اللَّه عنه گفت : رحم اللَّه ابا بكر لقد اتعب من بعده . گفتا خداى ببخشاياد ابو بكر را كه برنج آورد آن را كه از پس وى باشد ، يعنى خليفت . پس ابو بكر را رضى اللَّه عنه زهر دادند و نيز بيمار شد و روز دوشنبه هفت روز گذشته از جمادى الآخر سال سيزدهم از هجرت از دنيا برفت . و دو سال و سه ماه و بيست روز خليفت بود ، و شصت و سه ساله بود چون وفاتش رسيد ، و هم به آن سال رسيد كه پيغامبر عليه السّلم وفاتش رسيده بود . « 1 » و ابو بكر رضى اللَّه عنه وصيّت كرده بود كه بايد كه چون من از دنيا بروم زن من مرا بشويد اسماء بنت عميش ، و پسرم عبد الرّحمن آب بر ريزد ، و بايد كه بجز اين دو تن هيچ كس ديگر مرا نبيند . و بفرمود كه ازارى و ردائى كهنه بكفن من كنيد ، از بهر آن كه جامهء نو زندگانى را بايد كه بدان « 2 » عبادت كنند ، و مرا كفن خاك را همى بايد و اگر كهنه باشد روا بود . و وقت نماز شام بود كه وفاتش رسيد و وصيّت كرده بود كه مرا بخانهء عايشهء صدّيقه رضى اللَّه عنها بريد و آنجا كه تربت رسول صلّى اللَّه عليه است در خدمت او دفن كنيد . پس چون وفاتش رسيد او را هم بر آن جنازه كردند كه پيغامبر صلّى اللَّه عليه بر آن كرده بودند و ميان نماز شام و خفتن عمر رضى اللَّه عنه بر وى نماز كرد ، و بتربت رسول صلّى اللَّه عليه و سلّم بردند و آنجايگاه دفن كردند .
هامش
( 1 ) و روز سه شنبه بمرد نماز شام ، هشت روز مانده از جمادى الاخر سال سيزدهم از هجرت ، و دو سال و چار ماه كم ده روز خليفت بود . و چون بمرد شصت و سه ساله بود هم بر آن سال كه پيغامبر بود عليه السّلم . ( بو ) ( 2 ) زندگان را بايد كه اندر وى . ( بو )
ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1340 | محمد بن جرير الطبري / حبيب يغمائى