تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1337

مساهمون:

ص١٣٣٧
هجرت كرد كس فرستاد و زنان و فرزندان خويش را بمدينه آورد ، و پيغامبر صلّى اللَّه عليه او را سرايى بداد و آن سراى « 1 » اكنون سراى ابو بكر صديق رضى اللَّه عنه خوانند . و بمدينه زنى بخواست نام وى حبيبه بنت حارثة بن زيد ، و ابو بكر را رضى اللَّه عنه از وى پسرى آمد نام وى كلثوم « 2 » و اين زن را خانه بسنح ، بود و اين سنح محلى است از مدينه بيك بانگ ياب . « 3 » و ابو بكر رضى اللَّه عنه گاهى در شهر بدين خانه بودى كه پيغامبر عليه السّلم او را داده بود و گاهى بدان سنح پيش آن زن بودى . پس چون بخليفتى بنشست اين همه زنان و فرزندان پيش او بودند ، و عيالش بسيار بود ، و هم چنان بازرگانى همى كردى ، و معيشت خويش از آن بيرون همى آوردى ، و لكن به كار مسلمانان خلل همى بود . پس مردمان را گفت كه مرا ازين قوت چاره نيست و مرا قاضىاى بايد كه اندر ميان مردمان حكم كند و از مزد او نيزم چاره نيست . پس مردمان هر ماهى شش هزار درم از بهر او تقدير كردند عيالان او را ، و قاضى و دبير او را . پس عمر رضى اللَّه عنه او را گفت كه من ترا قاضى اى بكنم و هيچ نخواهم ، و عثمان رضى اللَّه عنه گفت كه من ترا دبيرى كنم مزد آن هيچ
هامش
( 1 ) و آن سراى را امروز . ( صو ) - سرايى بداد برابر سراى عثمان بن عفان و آن سراى . ( بو ) ( 2 ) ام حبيب بنت حارث ابن زيد و بو بكر را از وى دخترى آمد نام وى كلثوم . ( بو ) - حبيبه بنت حارثة بن زيد و بو بكر را از وى پسرى آمد نام وى كلثوم . ( صو ) - [ حبيبة بنت خارجة بن زيد بن ابى زهير من بنى الحارث الخزرج . و كانت نسأ حين توفى ابو بكر فولدت له بعد وفاته جارية سميت ام كلثوم . ( تاريخ طبرى ) ] ( 3 ) و اين سنح محلتى از مدينه بر يك بانگ زمين بود . ( بو ) - و اين محلى است در مدينه بر يك بانگ . ( صو ) - [ قالت عائشة كان منزل ابى بالسنح عند زوجته حبيبة . ( تاريخ طبرى ) ]