تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1293

مساهمون:

ص١٢٩٣
هيچ كس آن احوال خود بفرعون نمىيارست گفت . و موسى عليه السّلم برفت ديگر روز ، و عيالان خود را در شهر آورد ، و پيش مادر برد ، و گوسفندان را بشبانى سپرد ، و خود و برادر هر دو بدر سراى فرعون رفتند و خلق را بخداى عزّ و جلّ مىخواندند . و چون مدّت يك سال گذشته بود فرعون را مسخره‌اى بود نام وى شمردل ، و پيش فرعون مسخرگى همى كرد ، و اين حديث در رسيد كه فرعون عليه اللّعنه همى گفت كه من خدايم همه خلق را . پس اين مسخره گفتا اينك دو مرد شبان دو ديوانه بر در سراى تواند و مىگويند كه بجز تو كه فرعونى خداى ديگر هست . پس فرعون اين شمردل را گفت كه برو و ايشان را پيش من آور تا بنگرم كه خود چه مىگويند . پس شمردل بيامد و موسى و هارون عليهما السّلم هر دو را پيش فرعون برد . و فرعون نيك در ايشان نگاه كرد ، و موسى عليه السّلم را باز شناخت و گفتا يا موسى :
أَ لَمْ نُرَبِّكَ فِينا وَلِيداً وَ لَبِثْتَ فِينا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ . وَ فَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الَّتِي فَعَلْتَ
؟ « 1 » گفتا تو نه آنى كه ما ترا پرورديم و پيش من بودى كودك و خرد بودى پس آن مرد را بكشتى و بگريختى ؟ موسى عليه السّلم گفت بلى من همانم و آن مرد را بغلط بكشتم و بگريختم ، و اكنون خداى عزّ و جلّ مرا پيغامبرى داد ، و مرا و اين برادر مرا هارون هر دو را پيش تو فرستاد تا بخداى ما خداوند عزّ و جلّ بگروى . فرعون گفتا ،
فَمَنْ رَبُّكُما يا مُوسى
؟ « 2 » گفت خداوند شما كيست اى موسى ؟ گفت :
رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى
. « 3 » گفت كه خداوند من آنست كه نيكو دهد و مسلمانى دهد و همه چيزها را
هامش
( 1 ) الشعراء 19 - 18 ( 2 ) طه 49 ( 3 ) طه 50
ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1293 | محمد بن جرير الطبري / حبيب يغمائى