بود از خداوند تو تا بيم كنى گروهى را كه نيامد بديشان هيچ بيم كنندهاى از پيش تو تا ايشان پند پذيرند
47 - و اگر نه آن بودى كه برسيدى بديشان مصيبتى بدانچه پيش كرد دستهاشان ، و گفتندى كه : اى « 1 » خداوند ما چرا نفرستادى سوى ما پيغامبرى ، تا متابعت كرديمى « 2 » آيتهاى ترا ، و بوديمى از گرويدگان
48 - و چون بيامدشان راستى از نزديك ما گفتند : چرا نه دادند او را چنان كه دادند موسى را . همى نه كافر شدند بدانچه دادند موسى را از پيش ؟ و گفتند : دو جادواند - يعنى موسى و هارون - پشت با پشت كرده ، « 3 » و گفتند : ما ايم به همه كافران
49 - بگو كه : بياريد كتابى از نزديك خداى كه آن راه يافتهتر از توريت و قرآن تا متابعت كنم او را ، « 4 » اگر هستيد راست گويان
50 - و اگر نه جواب كنند ترا بدان كه متابعت همى كنند هواهاشان و كى بيراهتر از انك متابعت كند هواى خويش را بىراهى راست از خداى ؟ « 5 » و حقّا كه خداى عزّ و جلّ نه راه نمايد گروه ستم كاران و كافران را
هامش
( 1 ) و اگر نه آنستى كه چون برسد بايشان كارى اندوهگين به آنچه پيش فرستاد دستهاى ايشان بگويند يا . ( بو )
( 2 ) تا بدم رفتيمى . ( بو )
( 3 ) هم پشت گشته .
( بو ) - هم پشت . ( آ . صو )
( 4 ) كه وى راستتر باشد ازين دو ، يعنى توريت و قرآن تا بدم وى روم . ( بو ) - آن باشد راه يافتهتر از ايشان هر دو تا متابعت كنم . ( آ . صو )
( 5 ) كه همى بدم روند آرزوهاى خويش را و كيست گم راهتر از آن كسى كه بدم رود آرزوى خود را بىراه راستى يعنى بىحجتى از خداى . ( بو ) - بدانك همى متابعت كنند آرزوهاشان و كيست گمراهتر از انك متابعت كرد آرزوى خويش را بىراهى راست از خداى . ( آ )