با من به يارى تا راست كند مرا كه من ترسم كه منكر شوند مرا « 1 »
35 - گفت : استوار كنيم بازوى تو ببرادر تو و كنيم شما را قوّت و حجّت و نه رسند سوى شما ، بآيتهاى ما شماايد و آنك متابعت كنند شما را غلبه كنندگان « 2 »
36 - و چون بيامد بديشان موسى بآيتهاى ما روشن ، گفتند : نيست اين مگر جادوى بدروغ كرده ، « 3 » و نه شنيديم اين اندر پدران ما پيشينگان
37 - و گفت موسى كه : خداوند من داناتر بآنك بيارد به راه راست از نزديك او « 4 » و آنك باشد او را سرانجام سراى عاقبت ، كه او نه رهاند كافران را « 5 »
38 - و گفت فرعون كه : اى گروه « 6 » نه دانستم شما را هيچ خدايى جز از خويشتن ، بيفروز مرا اى هامان بر گل « 7 » و بكن مرا كوشكى تا من بر شوم سوى خداى موسى ، و من همى پندارم او را از دروغ زنان
39 - و بزرگى جست او و سپاه او « 8 » اندر زمين بنا حق و پنداشتند « 9 » كه ايشان سوى ما نه باز آيند
هامش
( 1 ) و برادر من هارون وى گشادهترست از من به زبان ، بفرست وى را با من يارىگر تا راست گوى دارند مرا كه من همى ترسم كه بدروغ دارند مرا . ( بو . آ )
( 2 ) گفت نيرومند گردانيم ، يعنى سخت ، بازوى تو ببرادر تو و كنيم شما هر دو را حجتى تا نرسند بشما هر دو بنشانيهاى ما و شما هر دو و آنك بر پى شما رود غلبه كنندگان باشيد . ( آ )
( 3 ) برساخته . ( بو ) - از خود ساخته . ( آ )
( 4 ) داناترست بانك بياورد راه راست از نزد خويش . ( بو . آ )
( 5 ) سراى ، يعنى بهشت كه نه رهند از عذاب ستم كاران . ( بو . آ )
( 6 ) يا مهتران . ( بو ) - يا گروه مهتران . ( آ )
( 7 ) هيچ خداى هست جز من ، آتش افروز مرا اى هامان بر گل ، يعنى خشت پخته كن . ( بو )
( 8 ) و بزرگ منشى كرد وى و سپاههاى وى . ( بو ) - و بزرگى جست او و سپاه او . ( آ )
( 9 ) و گمان بردند . ( بو )