تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1201

مساهمون:

ص١٢٠١
بندگان او گرويدگان 16 - و ميراث رسيد « 1 » سليمان را از داود ، و گفت : اى مردمان بياموختند مرا « 2 » سخن گفتن مرغان ، و بدادند ما را « « 3 » » از هر چيزى ، كه اين هست آن فضل هويدا « 4 » 17 - و گرد آوردند سليمان را سپاه « 5 » او از ديوان و پريان و مردمان و مرغان و ايشان را همى باز داشتند « 6 » 18 - تا آن گاه كه بيامدند بر رودخانه‌اى موران ، « 7 » گفت مورچه‌اى كه : اى موران اندر رويد بجايگه‌هاى خويش ، تا نشكنند « 8 » شما را سليمان و سپاه او ، و ايشان نه دانند 19 - تبسّم كرد سليمان و دندان سپيد كرد و خندان ببود « 9 » از گفتار آن مورچه ، و گفت : خداوند من الهام ده تا شكر كنم نعمت ترا آنك نعمت كردى بر من « 10 » و بر مادر و پدر من ، و حقّا كه بكنم كار نيك كه بپسندى آن را ، و اندر آر مرا برحمت خويش اندر بندگان تو نيكان 20 - و باز جست مرغان را « 11 » و گفت : چه بود مرا كه نه بينم هدهد را چرا بوده است از غايبان « 12 » 21 - عذاب كنم او را عذابى سخت ، يا بكشم او را يا مگر كه بيارد
هامش
( 1 ) و ميراث يافت . ( آ ) ( 2 ، 3 ) مرا . ( بو ) - ما را . ( آ ) ( 4 ) اين است كه وى فضل كرد پيدا . ( آ ) ( 5 ) سپاههاى . ( بو . آ ) ( 6 ) جمله همى داشتند . ( بو ) ( 7 ) بر خانه و راود مورچگان . ( بو ) - بر رود مورچگان . ( آ ) ( 8 ) تانه كوبد . ( بو . آ ) ( 9 ) تبسم كرد از خنده . ( بو ) - بوژوريد خندنده . ( آ ) ( 10 ) برافكن مرا كه سپاس دارى كنم نيكوى ترا آنك منت نهادى بر من . ( بو ) - بدر افكن مرا . . . ( آ ) ( 11 ) و گم شده جست مرغ را . ( بو ) ( 12 ) يا هست از رفتگان و ناپيدايان . ( بو ) - و بجست مرغ را - يعنى هدهد - و گفت چه بوده است مرا كه همى نه بينم بوبو از ( ؟ ) يا هست از رفتگان . ( آ )