8 - و چون بيامد بدان آتش آوازى شنيد « 1 » كه بابر كه است آنك اندرين آتش و آنك گرداگرد اواند ، و پاك است خداى عزّ و جلّ خداوند جهانيان
9 - اى موسى آن منم خداى بىهمتاى با حكمت راست داور « 2 »
10 - بيوكن عصاى تو . چون بيوكند بديد آن را كه مىجنبيد گويى آن بود مارى بزرگ بازگشت و از پس شد . « 3 » و مه باز پس نگر .
اى موسى و مه ترس كه از من نه ترسند نزديك من پيغامبران
11 - مگر آنك ستم كرد پس بدل كرد « 4 » نيكوى پس بدى كه من آمرزگارم و مهربان
12 - و اندرون آر دست خويش اندر گريبان خويش تا بيرون آيد سپيد از جز پيسى « 5 » اندر نه نشانها سوى فرعون و گروه او ، كه ايشان بودند گروهى فاسقان « 6 »
13 - و چون بيامد بديشان آيتهاى ما هويدا و روشن ، گفتند : اين جادويست هويدا
14 - و منكر شدند بدان و بىگمان بد بدان « 7 » تنهاى ايشان از بيدادى و بزرگ جستن ، « 8 » بنگر چگونه بود سر انجام تبه كاران
15 - و بدرستى كه بداديم داود را و سليمان را علم و دانش ، « 9 » و گفتند : سپاس خداى عزّ و جلّ را آنك فضل كرد ما را بر بسيارى از
هامش
( 1 ) خواندندش . ( بو ) - بخواندش . ( آ )
( 2 ) استوار كار و صواب كار . ( بو )
( 3 ) گويى آن مارستى جهنده . برگشت از پس دونده و زان سو نه نگرست . ( بو ) - و بيفكن عصاى تو ، يعنى چوب كه دارى - چون بديدندش كه همى جنبيد پندارى همى مارى است جمنده برگشت سپس دويد . ( آ )
( 4 ) باز بدل كند . ( بو . آ )
( 5 ) سپيدى بىپيسى . ( بو . آ )
( 6 ) بىفرمان . ( بو )
( 7 ) و بىگمان داشت آن را . ( بو )
( 8 ) به بيدادى و برترى كردن . ( بو )
( 9 ) دانشى . ( آ )