رهبانيت ( و ترك دنيا ) را از پيش خود بدعت برانگيختند .
يعنى نسبت به دين موسى رهبانيّت را اختراع كردند ، نه آنكه در دين اختراع كردند تا بدعت باشد و رأفت شديدترين رحمت ، يا رقيقترين آن است ، يا چيزى است كه اثر آن در ظاهر آشكار و ظاهر مىشود ، ولى اثر رحمت در ظاهر ظاهر نمىشود يا معناى آن دو بالعكس است .
و رهبانيّت و « رهبة » هر دو مصدر « الرّاهب » مفرد « رهبان » مىباشند ، اينان نصارى بودند كه از مردم منقطع مىگشتند و پلاس مىپوشيدند در كوهها و در جاهاى خلوت عبادت مىكردند .
[ ما كَتَبْناها عَلَيْهِمْ ]
يعنى آن را در قلوب اينان القا نكرديم .
[ إِلَّا ابْتِغاءَ رِضْوانِ اللَّهِ ]
مگر براى طلب رضوان خدا ، يا در حال طلب رضوان خدا ، چون جائز نيست اين جمله مفعول له براى « كتبنا » باشد .
يا معناى آيه اين است كه آنان رهبانيّت را اختراع كردند ، ما بر آنان واجب نكرديم و اختراع رهبانيّت بدان جهت بود كه رضوان خدا را طلب مىكردند .
بنابراين استثناى منقطع مىشود ، و لكن قول خداى تعالى :
[ فَما رَعَوْها حَقَّ رِعايَتِها ]
معناى اوّل را تأييد مىكند ، بدين معنا كه رهبانيّت را با هواى نفس خويش قرار دادند ، يا عمل به مقتضاى آن نكردند ، يا با آن رضوان خدا را قصد نكردند ، يا با آن رهبانيّت به خليفهى خدا منتهى نشدند و خليفهى خدا مؤسّس آداب سلوك الى اللّه است .
و به نبى صلّى اللّه عليه و آله نسبت داده شده كه آنها محمّد صلّى اللّه عليه و آله را تكذيب كردند .