اوست ، چون صنع خداى تعالى متقن و محكم است هيچ كس متوجه تسبيح شيئى از اشيا نمىشود و اگر تسبيح اشيا را بفهمد و احساس كند هلاك يا ديوانه مىشود مگر آنكه گوش ملكوتى او باز شود .
[ لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ]
آن خدايى كه آسمانها و زمين همه ملك اوست ؛ اين جمله وجه ديگرى براى تسبيح هر چيزى براى خداى تعالى است .
[ يُحْيِ ]
او خلق را زنده مىگرداند .
يعنى به طور مستمرّ در هر آن گروهى را با نفخ حيات حيوانى در جنينها زنده مىگرداند .
[ وَ يُمِيتُ ]
و باز مىميرند و به طور استمرارى گروهى را از حيات حيوانى مىميراند .
يا به طور استمرارى نفوسى را با حيات انسانى با دميدن نفخ و لوى زنده مىگرداند و گروهى را از حيات انسانى مىميراند ، يا با حيات برزخى زنده مىگرداند و از حيات حيوانى مىميراند ، يا زمينها را با گياه زنده مىكند ، و گياه را با آب طراوت و سبزى و شادابى مىبخشد ، و حيوان را با حيات حيوانى ، و انسان را با حيات انسانى زنده مىكند ، و هر يك از اينها را با مرگ مناسب خودش مىميراند ، يا به طور استمرار هر چيزى را با اخراج از قوّه و استعداد زنده مىكند و همان چيز را از فعليّت ناقص مىميراند .
و اين معناى اخير به تسبيح اشيا موافقتر است ، گويا كه گفته است : خداى را آنچه كه در آسمانها و زمين است تسبيحگو است ، بدين گونه كه از قوّهها به فعليّتها در مىآيند ، و خارج كنندهاى از قوّه به