تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 556

مساهمون:

ص٥٥٦
زيرا كه هر موجودى كه در فطرت و ذاتش داراى قوّه و استعداد باشد از قوّه به فعليّت ، از نقص به كمال خارج مىشود و نسبت به مراتب ناقص خود از حدود به اطلاق خارج مىشود ، اين خروج همان تسبيح فعلى است ، و چون اين وجهه‌ى الهى از وجهى ربّ او و از جهتى اسم ربّ او ، از جهتى اسم ربّ او و از جهتى شيئيّت آن شيئى و ذات اوست . لذا مقصود از تسبيح تنزيه همان لطيفه مىباشد اعمّ از آنكه معلّق بر اللّه باشد يا بر ربّ يا بر اسم ربّ و لفظ « لام » در « اللّه » زايده است براى تقويت آورده شده و لفظ « اللّه » مفعول به « سبّح » يا براى تعليل است و مفعول آن محذوف مىباشد . و لفظ « سبّح » مأخوذ از « سبحان اللّه » به طريقه‌ى مشتقّات جعلى است ، يعنى آنچه كه در آسمانها و زمين است « سبحان اللّه » مىگويد ، يا از تسبيح به معناى تنزيه كردن خداست ، اختلاف به ماضى و مضارع در اين سوره‌ها براى اشعار به اين است كه تسبيح فطرى اشياء است و مقيّد به زمان خاصّى نيست و از سوى ديگر براى تجديد نشاط سامع و تفنّن و تنوّع در عبارت است و آوردن مصدر در سوره‌ى بنى اسرائيل براى اشعار به اين است كه خداى تعالى در ذات خويش منزّه است چه تسبيح كننده‌اى او را تسبيح بگويد يا تسبيح نگويد .
[ وَ هُوَ الْعَزِيزُ ]
او غالب است ، و غلبه‌ى او اقتضا مىكند هر چيزى تسبيح او گويد ، چون هر چيزى به غالب توجّه دارد و او را تعظيم مىكند و از هر نقصى او را تنزيه مىكند .
[ الْحَكِيمُ ]
خداى تعالى كسى است كه صنع هر چيزى را متقن نموده به نحوى كه هيچ چيز يافت نمىشود مگر آنكه تسبيح گوى
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 556 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى