تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 542

مساهمون:

ص٥٤٢
انانيّت‌ها و پليدى حدود و تعيّنات ، خالى و پاكيزه باشد . و ليكن چون تكليف مطابق تكوين و ظاهر موافق باطن بود تكليف بر حسب مقام بشرى اين است كه قالب انسان با قالب قرآن و ظاهر آن تماس پيدا نكند . چنانچه در اخبار وارد شده و علما به آن فتوا داده‌اند و گفته‌اند : خبر در اينجا در معناى نهى است . يعنى مسّ قرآن جائز نيست مگر براى كسى كه از حدث‌ها و خبث‌ها پاك و پاكيزه باشد و از همين جاست كه از مسّ كردن نخ و جلد و كاغذ آن بدون طهارت نهى كرده‌اند و در همين مورد به همين آيه استشهاد نموده‌اند . روايت شده : آنگاه كه عمر به خلافت رسيد از على عليه السّلام درخواست نمود كه قرآن را به آنها بدهد ، گفت : اى ابو الحسن آن قرآن را كه نزد أبو بكر آوردى بياور تا طبق همان قرآن اجتماع كنيم . على عليه السّلام فرمود : هيهات كه چنين چيزى ممكن نيست و من قرآن را نزديكتر آوردم تا بر شما اتمام حجّت كرده باشم ، تا در قيامت نگوييد كه ما از آن غافل بوديم ، يا بگوييد قرآن را نزد ما نياورديد ، بدانيد قرآنى كه نزد من است جز پاكان و اوصيا از فرزندان من كسى آن را مسّ نمىكنيد . عمر گفت : آيا وقت معيّنى براى اظهار آن قرآن هست ؟ على عليه السّلام فرمود : بلى . آنگاه كه قائم عليه السّلام از فرزندان من قيام كند قرآن را ظاهر مىسازد و مردم را بر عمل به آن وامىدارد و سنّت طبق آن جريان پيدا مىكند .