براى ما يحتاج خود ) به كار مىبرند .
لفظ « أقوى » يعنى بىنياز شده و فقير شد ، و در زمين گود خوابيد ، و همچنين است لفظ « قواء » با كسره و مدّ ، و لفظ « قواية » با فتحه .
و معناى آيه اين است : وقتى پروردگار تو اينگونه عمل مىكند و چنين نعمت مىدهد پس تو تسبيح خدا بگوى .
[ فَسَبِّحْ ]
تو تسبيح بگو و از ردّ كافرين غم و اندوه به خود راه مده
[ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ ]
به سبب اسم پروردگارت تسبيح خدا بگو .
لفظ « باء » در « باسم » براى سببيّت است ، يعنى سببيّت يادآورى خدا ، يا سببيّت بشريّت على عليه السّلام ، يا به سبب مقام نورانيّت او كه همهى اينها اسم خدا هستند يا مقصود اين است كه اسم پروردگارت را تسبيح بگو كه در اين صورت لفظ « باء » صلهى « سبّح » مىباشد .
[ فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ ]
سوگند به موقع نزول ستارگان ( يا آيات كريمه قرآن ) .
لفظ « لا » زايده يا نافيه است ، اين جمله ردّ گفتهى كفّار است كه مىگفتند قرآن جادو ، يا شعر ، يا افسانهى گذشتگان است .
يا لفظ « لا » نافيه است و نفى قسم مىكند ، يعنى من در اين ادّعاى خود كه راجع به قرآن كريم است قسم ياد نمىكنم چون قرآن بودن آن واضح است و احتياج به قسم ندارد .
و
« بِمَواقِعِ النُّجُومِ »
عبارت از محلّ غروب و محلّ طلوع ستارگان ، يا انتشار و پراكندگى ستارگان در روز قيامت است .
يا مقصود « انواء » است كه در جاهليّت به آن معتقد بودند و آن سقوط ستارهاى است هنگام طلوع فجر و طلوع ستارهاى ديگر در مقابل آن .