استفهام و تعجّب در جملهى قبلى جهت بزرگ نشان دادن و در جملهى دوّم براى تحقير مىباشد .
[ وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ ]
« 1 » و طايفه سوّم آنان كه در ايمان بر همه پيشى گرفتند .
اين جمله خود مركّب از مبتدا و خبر است و معناى آن اين است :
كسانى كه بر اصحاب يمين سبقت گرفتهاند آنان به سبقت معروف و شناخته شدهاند ، يا كسانى كه بر اصحاب يمين سبقت گيرند آنها به صورت مطلق در همهى كمالات سبقت دارند ، يا سبقتگيرندگان همان انبيا عليهم السّلام هستند كه معروف به سبقت و سبق مىباشند ، يا كسانى كه در فضل و برترى سابقاند اينان سبقتگيرندگان و اصحاب يمين هستند ، يا كسانى كه در ايمان سبقتگيرنده هستند اينان بر همه سبقت دارند ، مانند قول شاعر كه مىگويد : « من ابو النّجم هستم و شعر شعر من است يا لفظ « السابقون » دوّم تاكيد « السابقون » اوّل است و قول خداى تعالى :
[ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ ]
آنان به حقيقت مقرّبان درگاهند .
خبر آن يا بدل از آن مىباشد ؛ و
أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ
مبتدا و خبر يا موصوف و صفت است كه در اين صورت وقف بر همان صحيح است ، يا وقف بر قول خداى تعالى :
[ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ ]
آنان در بهشت پرنعمت جاودانى متنعّمند است ، چون اين جمله خبر يا خبر بعد از خبر يا حال يا خبر مبتداى محذوف است .
هامش
( 1 ) كسانى كه سبقت كردند به سوى بهشت بدون حساب . نور الثقلين ج 5