آشامندگانيد .
و مانند نوشيدن شتران عطش زده مىآشاميد .
اين پيشكش ايشان در روز جزاست .
ما شما را آفريدهايم ، پس چرا تصديق نمىكنيد ؟ .
آيا انديشيدهايد آنچه [ از منى ] را كه [ در رحمها ] مىريزيد .
آيا شما آن را آفريدهايد يا ما آفرينندهايم .
ما در ميان شما مرگ را مقدّر داشتهايم و ما درمانده نيستيم .
كه همانندان شما را جانشين [ شما ] گردانيم ، و شما را در هيئتى كه نمىدانيد بازآفرينيم .
و به راستى نشأة نخستين را شناختهايد ، پس چرا پند نمىگيريد ؟
آيا انديشيدهايد در آنچه مىكاريد ؟
آيا شما آن را مىرويانيد يا ما رويانندهايم ؟
اگر خواهيم آن را خرد و ريز گردانيم و شما حسرت زده شويد .
[ و گوييد ] ما غرامت ديدگانيم .
بلكه ما بىبهرهگانيم .
آيا انديشيدهايد بىآبى كه مىآشاميد ؟
آيا شما آن را از ابر فروفرستادهايد يا ما فروفرستندهايم ؟
اگر خواهيم آن را شور و تلخ گردانيم پس چرا سپاس نمىگزاريد ؟
آيا انديشيدهايد به آتشى كه مىافروزيد ؟
آيا شما درختش را آفريدهايد يا ما آفرينندهايم ؟
ما آن را پندآموزى ساختهايم و توشهاى براى رهروان .
پس به نام پروردگارت كه بزرگ است ، تسبيح گوى .
سوگند مىخورم به منزلگاههاى ستارگان .
و آن - اگر بدانيد - سوگندى عظيم است .
آن قرآنى كريم است .
در كتابى نهفته .
جز پاكيزگان به آن دسترس ندارند .
فروفرستادهاى از سوى پروردگار جهانيان است .
آيا شما در كار اين سخن سستى مىورزيد ؟
و سپاس روزيتان را چنان كردهايد كه [ آن را ] انكار مىكنيد .
پس چرا چون جان به گلوگاه رسد .
و شما در آن هنگام نظاره گريد .
و ما به آن [ جان شما ] از شما نزديكتريم ولى شما به چشم بصيرت نمىنگريد .
پس چرا اگر شما جزا دادنى نيستيد .
اگر راست مىگوييد چرا آن را باز نمىگردانيد ؟
سپس آنگاه اگر از مقربان باشد .
رهايش و گشايش است و بهشت پرنازونعمت .
و امّا اگر از اصحاب يمين باشد .
پس [ گفته شود ] سلام بر تو باد از اصحاب يمين .
و امّا اگر از منكران گمراه باشد .
پيشكش [ او ] از آب جوشان است .
و ورود به جهنّم .
اين همانا حقّ اليقين است .
پس به نام پروردگارت كه بزرگ است ، تسبيح بگوى .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 522
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٥٢٢