تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
يعنى مانند بيخ درختان خرما كه از ريشه كنده شود ، آنها را به بيخ درختان خرما تشبيه كرد . چون بدنهاى آنها بعد از خروج ارواحشان مانند بيخ درختان است ، چه ارواح آنها مانند ساقه‌ها و شاخه‌هاى درختان است .
[ فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَ نُذُرِ وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ ]
پس چگونه است چون باشد گرفتن من به عذاب و ترسانيدن آنها ؟ ما آسان كرديم ياد گرفتن و خواندن قرآن ، آيا هيچ پندپذيرى هست ؟ اين كلمه و ما قبلش را تكرار كرد ، چون سوره جهت تهديد كفّار و ترغيب و تشويق مؤمنين است و تكرار در مقام تهديد و ترغيب مطلوب است .
[ كَذَّبَتْ ثَمُودُ ]
قوم ثمود بعد از قوم عاد نذيرها و پيامبران را تكذيب كردند .
[ بِالنُّذُرِ فَقالُوا أَ بَشَراً مِنَّا واحِداً نَتَّبِعُهُ ]
گفتند ما از بشرى مانند خودمان پيروى كنيم ؟ و اين سخن را بر سبيل انكار و تعجّب گفتند .
[ إِنَّا إِذاً لَفِي ضَلالٍ وَ سُعُرٍ ]
در اين صورت به گمراهى و ضلالت سخت در افتاديم . لفظ « سعر » جمع « سعير » يا به معنى جنون ، يا جمع « سعر » بر وزن « كتف » به معناى مجنون است و جمله‌ى عطف بر « فى ضلال » است . يعنى پس ما اكنون در گمراهى ، خطا و بىهوشى باشيم .
[ أَ أُلْقِيَ الذِّكْرُ ]
آيا ذكر يا كتاب يا وحى ، يا مواعظ ، يا احكام رسالت بر او القا شده است .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 477 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى