تذكّر و پند گيرى ، بدين گونه كه در آن حكايات مژدهدهنده و ترساننده و مثلهاى متعدّد با الفاظى كه دلالت آنها روشن و واضح بود ذكر كرديم .
يا مقصود اين است كه قرآن را اين چنين آسان كرديم كه آن را از مقام عالىاش نازل كرديم و در قالبهاى الفاظ و حروف داخل نموديم تا ادراك آن براى شما آسان باشد .
[ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ كَذَّبَتْ عادٌ ]
قوم عاد بعد از قوم نوح . پس آيا جويندهى دانش و پندگيرندهاى هست ؟ قوم رسول خدا را دروغگو گفتند .
[ فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَ نُذُرِ إِنَّا أَرْسَلْنا ]
پس ( خداوند فرمود ) چگونه بود گرفتن من و سر انجام ترسانيدن من ؟ اين جمله جواب سؤال مقدّر از عذاب است .
[ عَلَيْهِمْ رِيحاً صَرْصَراً فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ ]
ما بر هلاك آنها تند بادى در روز پايدار نحسى فرستاديم .
يعنى روزى كه شش روز ديگر به آن اضافه شود .
از امام صادق عليه السّلام آمده است : روز چهارشنبه روز نحسى است ، چه آن روز اوّلين و آخرين روز از روزهايى است كه خداى تعالى فرموده :
سَخَّرَها عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيالٍ وَ ثَمانِيَةَ أَيَّامٍ حُسُوماً
[ تَنْزِعُ النَّاسَ ]
كه آن باد مردم را از جا بركند .
روايت شده كه قوم عاد به درّهها مىرفتند و از همديگر مىگرفتند كه باد آنها را نبرد ، ولى باد آنان را از جا بلند مىكرد و از جا مىكند و مىكشت .
[ كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ مُنْقَعِرٍ ]
چنان كه ساق درخت خرما را از ريشه افكنند .