ملايكهاى است كه آنان را به جهنّم و آتش فرا مىخواند .
[ إِلى شَيْءٍ نُكُرٍ ]
به عالمى حيرتآور و قيامت هولانگيز .
يعنى چيز منكر و ناشناخته و غير مأنوس ، چه همهى امور آخرت براى غير اهلش ناشناخته است و
« يَوْمَ يَدْعُ الدَّاعِ »
ظرف قول خدا :
« فَتَوَلَّ عَنْهُمْ »
يا
« فَما تُغْنِ النُّذُرُ »
يا « مستقرّ » يا « يخرجون » مىباشد .
[ خُشَّعاً أَبْصارُهُمْ ]
كه از هول آن كافران چشم بر هم نهند .
لفظ « خشّعا » حال مقدّم است .
[ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْداثِ ]
از طبيعت دنيوى يا از عالم مثالى اخروى بيرون مىآيند .
[ كَأَنَّهُمْ جَرادٌ مُنْتَشِرٌ ]
گويى آنان ملخهاى منتشر در روى زمين هستند .
مقصود اين است كه آنها از نهايت فزع و بىتابى مانند ملخهاى پراكنده مىباشند ، كه حركات آنها انضباط و نظم و جهت ندارد ، بلكه بدون نظم و انضباط در همديگر تداخل مىكنند و بعضى گفتهاند : تشبيه به ملخ از ناحيهى كثرت و زيادى جمعيّت است .
[ مُهْطِعِينَ إِلَى الدَّاعِ ]
درحالىكه با چشمهاى دور مانده به سوى اسرافيل شتابند .
يعنى به كسى كه فرا مىخواند و دعوت مىكند روى مىآورند ، يا به سرعت مىآيند ، يا نظر مىكنند .
[ يَقُولُ الْكافِرُونَ هذا يَوْمٌ عَسِرٌ ]
و كافران مىگويند : اين روز دشوارى است ( كه ما انكار مىكرديم ) .
[ كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَكَذَّبُوا [ عَبْدَنا ]
بندهى ما نوح را