الشِّعْرى ( 49 ) وَ أَنَّهُ أَهْلَكَ عاداً الْأُولى ( 50 )
وَ ثَمُودَ فَما أَبْقى ( 51 ) وَ قَوْمَ نُوحٍ مِنْ قَبْلُ إِنَّهُمْ كانُوا هُمْ أَظْلَمَ وَ أَطْغى ( 52 ) وَ الْمُؤْتَفِكَةَ أَهْوى ( 53 ) فَغَشَّاها ما غَشَّى ( 54 ) فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكَ تَتَمارى ( 55 )
هذا نَذِيرٌ مِنَ النُّذُرِ الْأُولى ( 56 ) أَزِفَتِ الْآزِفَةُ ( 57 ) لَيْسَ لَها مِنْ دُونِ اللَّهِ كاشِفَةٌ ( 58 ) أَ فَمِنْ هذَا الْحَدِيثِ تَعْجَبُونَ ( 59 ) وَ تَضْحَكُونَ وَ لا تَبْكُونَ ( 60 )
وَ أَنْتُمْ سامِدُونَ ( 61 ) فَاسْجُدُوا لِلَّهِ وَ اعْبُدُوا ( 62 )
ترجمه :
( 53 / 62 - 36 )
يا از آنچه در صحيفههاى موسى است ، آگاهش نكردهاند .
و [ صحيفههاى ] ابراهيم كه عهد به جاى آورد .
كه هيچ بردارندهاى بار گناه ديگرى را بر ندارد .
و اينكه براى انسان هيچ چيز نيست مگر آنچه كوشيده است .
و حاصل كوشش او زودا كه ديده شود .
سپس پاداش دهند او را به پاداشى هر چه وافىتر .
و اينكه سر انجام [ همه كار و همه چيز ] با پروردگار توست .
و اوست كه مىخنداند و مىگرياند .
و اوست كه مىميراند و زنده مىدارد .
و اوست كه زوج نرينه و مادينه را آفريد .
از نطفهاى كه [ در رحم ] فرومىريزد .
و اينكه پديد آوردن نشئهى ديگر با اوست .
و اينكه اوست كه بىنياز كند و سرمايه دهد .
و اوست كه پروردگار شعرى است .
و اوست كه عاد نخستين را نابود كرد .
و ثمود را نيز ، باقى نگذاشت .
و نيز پيش از آن قوم نوح را ؛ كه ايشان ستمكارتر و سركشتر بودند .
و سرزمين نگونسار را واژگون كرد .
و آن را چنان كه بايد ، پوشيده داشت .
پس به كداميك از نعمتهاى پروردگارت شك و شبه دارى ؟
اين [ نيز ] هشداردهندهاى از هشدار نعمتهاى پروردگارت شك و شبهه دارى ؟ اين [ نيز ] هشداردهندهاى از هشدار دهندگان نخستين است .
[ قيامت ] فرارسنده ، فرا رسيد .
جز خداوند ، براى آن آشكار كنندهاى نيست .
پس آيا از اين سخن عجب مىكنيد ؟
و مىخنديد و نمىگرييد ؟
و شماييد كه غفلت زدهايد .
پس براى خداوند سجده بريد و پرستش كنيد .