[ أَمْ عِنْدَهُمُ الْغَيْبُ ]
يا آنان علم غيب دارند بدون آنكه به آسمان بالا روند ؟
[ فَهُمْ يَكْتُبُونَ ]
پس آنان مىنويسند و در نتيجهى آن مىدانند كه تو رسول نيستى ! ! يا به وسيلهى نوشتن احتياج به رسول ندارند ! !
[ أَمْ يُرِيدُونَ كَيْداً فَالَّذِينَ كَفَرُوا هُمُ الْمَكِيدُونَ ]
آيا آنها نهان كارى و حيلهى بزرگى را براى تو و جانشين تو قصد دارند ؛ پس كسانى كه به رسالت تو يا به ولايت علىّ عليه السّلام كافر شدند هم آنان مورد كيد قرار مىگيرند ، كه نهان كارى و حيله آنها براى تو موجب كيد خدا بر آنان است .
[ أَمْ لَهُمْ إِلهٌ غَيْرُ اللَّهِ
سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ ]
آيا براى آنها خدايى غير از اللّه است ؟ خدا منزّه است از بتها و ستارگان و هواها كه او را شريك خداى سازند .
[ وَ إِنْ يَرَوْا كِسْفاً مِنَ السَّماءِ ]
آنان در هيچ چيز بر حالت يقين نيستند ، زيرا اگر پارهاى از آسمان را ببيند كه سقوط كرد .
[ ساقِطاً ]
با اينكه سقوط قطعهاى از آسمان از جملهى مشهودات است كه آن در مرتبهى دوّم از بديهيّات است باز انكار خواهند كرد .
[ يَقُولُوا سَحابٌ مَرْكُومٌ ]
و مىگويند اين پاره ابرى متراكم است .
[ فَذَرْهُمْ حَتَّى يُلاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي فِيهِ يُصْعَقُونَ ]
اى رسول ما اينان را به جهل خود رها كن تا بروز سختشان كه به آن روز يكسر هلاك مىشوند عاقبت برسند ؛ با صاعقه هلاك شوند يا غش كنند .
[ يَوْمَ لا يُغْنِي عَنْهُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئاً وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ ]
در روزى كه كيدشان بىنيازشان نمىكند ، يا چيزى از عذاب را از آنان دفع نمىكند و از سوى كسى يارى نمىشوند .