مِثْلِهِ
بيان تحدّى و مبارز طلبى قرآن و وجه اعجاز آن گذشت .
[ أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ ]
بلكه آيا خلق شدهاند بدون آنكه براى خلقت آنها غايتى در كار باشد ؟ ! چنانچه كسانى كه عالم و خلقش را از غايت تعطيل كرده و آن را بدون غايت مىداند اين گونه معتقدند ، يا آنان كه عالم را بدون مبدأ مىدانند چنانچه دهرى و طبيعى و قائلين به بخت و اتّفاق مىگويند .
يا آنان اينگونه خلق شدهاند كه برايشان امر و نهى و پند و نصيحت و خير خواهى نباشد تا مهمل باشند ؟ ! يا آنها بدون سابقهى مادّه و استعداد آفريده شدهاند ؟ تا بگويند بندگان مجبورند و اختيارى ندارند .
يا بدون آنكه صورت مثالى آنها در مراتب علم ما قبلا وجود داشته باشد آفريده شدهاند ؟ تا خلقت ما بدون علم قبلى باشد .
[ أَمْ هُمُ الْخالِقُونَ ]
يا آنها خودشان آفرينندهى خود هستند و مبدأ ديگرى ندارند ، پس غير آنها حقّى بر آنها ندارند ؟ !
[ أَمْ خَلَقُوا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ ]
يا آنها آسمانها و زمين را آفريدند ، تا خالق نداشته باشند و در نتيجه مجبور به اقرار مبدأ نشوند ؟ أ
[ بَلْ لا يُوقِنُونَ ]
بلكه اينان در چيزى كه يقين ندارند سخن مىگويند ، پس تكلّم نمىكنند مگر از گمان و حدس و تخمين .
[ أَمْ عِنْدَهُمْ خَزائِنُ رَبِّكَ ]
آيا گنجهاى پروردگارت نزد آنانست كه هر كس را هر چه بخواهند بدهند و از هر كس هر چه بخواهند منع كنند ، در نتيجه : از تو رسالت را منع كنند و آن را به ديگرى بدهند ، يا هر چه مىخواهند به خودشان بدهند ، ديگر به پناه بردن بر خدا و سؤال