كه حقيقت ندارد سخن مىگويند .
فريب داده ، دور را نزديك و نزديك را دور مىكند و چون شاعر بيشتر اوقات در شعرش چيزى مىآورد كه حقيقت ندارد و لذا هر كس كه كلامش فريبنده و بدون حقيقت باشد شاعر ناميده شده است .
[ نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ ]
و ما حادثه مرگ او را انتظار داريم ( تا از دعوى رسالتش آسوده شويم ) .
لفظ « ريب » به معناى گردش روزگار است و « المنون » به معناى روزگار و مرگ است و مقصود اين است كه ما منتظر هلاكت و نابودى او هستيم .
[ قُلْ تَرَبَّصُوا ]
بگو : منتظر هلاكت من باشيد .
[ فَإِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُتَرَبِّصِينَ ]
من هم منتظر حوادث روزگار براى شما هستم .
[ أَمْ تَأْمُرُهُمْ أَحْلامُهُمْ ]
آيا عقلهاى آنان به آنها فرمان مىدهد
[ بِهذا ]
كه اين گفتار و انكار را داشته باشند ؟
[ أَمْ هُمْ قَوْمٌ طاغُونَ ]
يا طغيان و سركشى آنان وادارشان مىسازد كه اينگونه سخن گويند ، نه عقل آنان .
[ أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ ]
كافران گفتند : قرآن ساختهاى از جانب خود او است نه از جانب خدا .
[ بَلْ لا يُؤْمِنُونَ ]
بلكه آنها به خدايا به تو يا به قرآن يا به ولايت ايمان نمىآورند .
[ فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ إِنْ كانُوا صادِقِينَ ]
اگر آنها راست مىگويند كه قرآن را تو ساختهاى ، مثل اين قرآن بياورند .
در اوّل سورهى بقره در تفسير قول خدا :
فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ