شريكى كه مىانگارند .
و چون پارهاى از آسمان را افتنده بينند ، گويند ابرى متراكم [ و نعمت ] است .
پس ايشان را رها كن تا روز خاصشان را كه در آن بىهوش كرده شوند ، ديدار كنند .
روزى كه نيرنگشان به كار آنان نيايد و يارى نيابند .
و براى ستمكاران عذابى جز اين است ؛ ولى بيشترشان نمىدانند .
و در انتظار حكم پروردگارت شكيبايى كن ، كه تو زير نظر مايى ؛ و چون [ از خواب ] برخاستى سپاسگزارانه پروردگارت را تسبيح گوى .
و در بخشهايى از شب و در پى هنگام غايب شدن ستارگان نيز او را نيايش كن .
تفسير
[ فَذَكِّرْ ]
اى رسول ما خلق را متذكّر ( خدا ساز ) .
حال كه مطلب چنين است پس تو يادآورى كن و از ردّ و قبول آنان باك نداشته باش ، كه يادآورى به بعضىها مفيد است اگرچه همهى آنها از آن بهره نبردند ، يا يادآورى سر انجام مفيد واقع مىشود ، اگرچه در ابتدا فايده نداشته باشد .
[ فَما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ ]
كه تو به نعمت ( وحى و رسالت ) پروردگارت ، لفظ « باء » در « بنعمه » براى قسم يا سببيّت است و نعمت عبارت از ولايت است كه نبوّت و رسالت صورت آنست .
[ بِكاهِنٍ ]
كهانت خبر دادن از غيب و پيشگويى است از طريق استخدام جنّ ، « كهن » در وزن مانند « منع » و « نصر » و « كرم » مىباشد .
[ وَ لا مَجْنُونٍ ]
و جنون در تو نيست و تو مجنون نيستى چنانچه كفّار مىگويند و تو را به كاهن و مجنون بودن توصيف مىكنند .
[ أَمْ يَقُولُونَ شاعِرٌ ]
يا مىگويند او شاعر است يعنى ، به چيزى