يُرِيدُونَ كَيْداً فَالَّذِينَ كَفَرُوا هُمُ الْمَكِيدُونَ ( 42 ) أَمْ لَهُمْ إِلهٌ غَيْرُ اللَّهِ سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ ( 43 )
وَ إِنْ يَرَوْا كِسْفاً مِنَ السَّماءِ ساقِطاً يَقُولُوا سَحابٌ مَرْكُومٌ ( 44 ) فَذَرْهُمْ حَتَّى يُلاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي فِيهِ يُصْعَقُونَ ( 45 ) يَوْمَ لا يُغْنِي عَنْهُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئاً وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ ( 46 ) وَ إِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا عَذاباً دُونَ ذلِكَ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ ( 47 ) وَ اصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنا وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ ( 48 )
وَ مِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَ إِدْبارَ النُّجُومِ ( 49 )
ترجمه :
( 52 / 49 - 29 )
پس پند ده كه تو به نعمت پروردگارت نه كاهنى و نه ديوانه .
مگر گويند شاعرى است كه ما در حقّ او حوادث روزگار [ / مرگ ] را انتظار مىكشيم .
بگو منتظر باشيد كه من هم همراه شما از منتظرانم .
يا مگر خردهايشان به اين امر فرمان مىدهد ، يا مگر ايشان قومى طغيانگرند .
يا گويند آن را از خود بر بافته است ، حقّ اين است كه ايمان نمىورزند .
پس اگر راستگو هستند ، بايد سخنى مانند آن بياورند .
يا از هيچ خلق شدهاند ، يا آنكه خودشان خالق [ خود ] اند .
يا آسمانها و زمن را آفريدهاند ، حقّ اين است كه يقين نمىورزند .
يا گنجينههاى پروردگارت نزد آنهاست ، يا آنان چيرگانند .
يا نردبانى دارند كه [ بر آن بالا رفته [ ] اسرار را ] با آن مىشنوند ؛ در اين صورت شنوندهى آنان دليل آشكار بياورد .
يا مگر او [ خداوند ] را دختران و شما را پسران است ؟
يا مگر از آنان مزدى درخواست مىكنى و آنان زير تاوانى گرانبارند .
يا مگر غيب در اختيار آنان است و ايشان [ هر چه خواهند ] مىنويسند .
يا مگر نيرنگى در سر دارند ؛ ولى كافران خود نيرنگ خوردهاند .
يا مگر ايشان را خدايى غير از خداوند است ؛ منزّه است خداوند از