مايهى بيهوده گويى و نه گناه است ، از دست هم مىگيرند .
و بر گرداگرد آنان جوانان [ خدمتكار ] شان مىگردند كه گويى ايشان مرواريد نهفتهاند .
و بعضى از آنان به بعضى ديگر به همپرسى روى آورند .
گويند ما پيش از اين ، در ميان خانوادهمان بيمناك بوديم .
سپس خداوند بر ما منّت نهاد [ و نعمت داد ] و ما را از عذاب آتشبار [ جهنّم ] در امان داشت .
ما پيش از اين او را [ به دعا و نيايش ] مىخوانديم ؛ اوست كه نيكوكار مهربان است .
تفسير
[ وَ الَّذِينَ آمَنُوا ]
و آنان كه به خدا ايمان آوردهاند ؛ كسانى كه با بيعت عام يا بيعت خاصّ ايمان آوردند .
[ وَ اتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ بِإِيمانٍ ]
و « ذريّه » آنان در ايمان از آنان پيروى كردند .
لفظ « ذريّه » بر يكى و بيشتر اطلاق مىشود ، و آن فرزندان كوچك شخص يا مطلق فرزندان مىباشد ، و « باء » به معنى « مع » يا به معناى « فى » يا براى سببيّت است و نكره آوردن لفظ « ايمان » براى اشعار به كافى بودن نوعى از ايمان جهت الحاق به مسلمين است ، اگرچه ايمان حكمى باشد ، چه اولاد صغار و ريز مسلمانان در حكم مسلمان هستند ، اگرچه محكوم اسلام حقيقى نباشند ، چون هنوز تكليف به آنها تعلّق نگرفته است .
[ أَلْحَقْنا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ ]
ما آن فرزندان را به آنان برسانيم .
مقصود اين است كه خداى تعالى اولاد مؤمنين را كه مكلّف هستند ولى از درجهى پدرانشان كمترند به پدرانشان پيوسته مىدارد تا تشريف و بزرگداشت ايمان پدران باشد و آن كودكان كه مكلّف نيستند