مىشوند يا سير كوهها ظاهر و آشكار مىشود ، كه آنها حركت مىكنند به مانند حركت كردن ابر و تو آنها را ساكن مىپندارى .
[ فَوَيْلٌ ]
هرگاه آن روز فرارسد واى بر تكذيبكنندگان .
[ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ ]
واى بر كسانى كه خدا و رسولش را به صورت مطلق تكذيب مىكنند ، يا در خصوص ولايت على عليه السّلام تكذيب مىكنند ، كه همين معنا مقصود است .
[ الَّذِينَ هُمْ فِي خَوْضٍ يَلْعَبُونَ ]
آنان كه در دروغزنى بازى مىكنند .
[ يَوْمَ يُدَعُّونَ ]
در آن روزى كه هل داده مىشوند ، چون « دعّ » به معناى دفع و هل دادن به زور است .
[ إِلى نارِ جَهَنَّمَ دَعًّا ]
به سوى آتش در افكنند .
برخى گفتهاند : « دعّ » چنين است كه دستهايشان به گردنهايشان بسته مىشود و پيشانى آنان به سوى پاهايشان آورده مىشود سپس بر رو به جهنّم هل داده مىشوند .
[ هذِهِ النَّارُ الَّتِي كُنْتُمْ بِها تُكَذِّبُونَ ]
به آنها خطاب كنند كه اين همان آتش است كه تكذيب آن كردند .
جمله حاليّه ، يا جواب سؤال مقدّر به تقدير قول است ، يعنى خدا ، يا ملايكه ، يا خازنين جهنّم مىگويند .
[ أَ فَسِحْرٌ هذا أَمْ أَنْتُمْ لا تُبْصِرُونَ ]
آيا اين آتش دوزخ هم به نظرتان سحر است يا آنكه هنوز چشم بصيرت باز نمىكنيد .
چون محمّد صلّى اللّه عليه و آله را گاهى به سحر نسبت مىدادند و گاهى مىگفتند او در چشمها تصرّف مىكند خداى تعالى گفتار آنان را در حقّ نبىّ صلّى اللّه عليه و آله به