تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
حاليّه ، يا مستأنفه به تقدير « قول » است ، يعنى آن قرن‌ها مىگويند ، يا ما به آنها مىگوييم : آيا راه نجاتى هست ؟
[ إِنَّ فِي ذلِكَ ]
در اين اخبار ، يا در اين هلاك كردن .
[ لَذِكْرى لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ ]
پندى است براى آنكه قلب هشيار و گوش حقّ داشته باشد . بدان علمى كه نور است و خداوند در قلب هر كس كه بخواهد مىتاباند در اوّل ظهورش موجب تحيّر و سكوت مىشود ، در اين حال كسى را طلب مىكند كه او را از تحيّر و سرگردانىاش بيرون آورد ، آنگاه كه آن شخص را يافت و تسليم و مطيع او شد هيچ شأنى ندارد و هيچ كارى ندارد جز اينكه به گفته آن شخصى كه فرمانده و امام است گوش فرادهد . پس آن علم در مرحله‌ى دوّم موجب گوش فرادادن و فرمانبردار بودن مىشود ، آن مقام تقليد است ، كه در اين مقام از امام و پيشوا مىگيرد و بدون تحقيق‌گرفته‌هاى خود او را تصديق مىكند ، يا تحقيق‌گرفته‌ها را معتبر نمىداند و اين صاحب سينه است كه به اسلام گشوده شده است . پس آنگاه كه اين مقلّد نمونه‌هاى گرفته‌هايش را با وجدان يا شهود يافت از حدود سينه خارج گشته و به حدود قلب و دل مىرسد و اين همان است تحقيق را با تقليد ممزوج كرده است . يا از تقليد خارج شده و به تحقيق رسيده است و اين صاحب دل است خواه در خانه‌ى قلب داخل شود ، يا هنوز داخل نشده باشد ، ولى مشرف به دخول است و اين دو صنف از مردم همانها هستند كه هر چه