فراخواند كه او نيز اعتراف به سمّى بودن گوسفند كرد .
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : چه چيز تو را به اين كار وادار كرد ؟ زينب گفت : از قوم من چيزى به من رسيده كه بر تو مخفى نيست ، من پيش خود گفتم : من اين برّه را سمّى مىكنم اگر او پيامبر باشد كه مىفهمد و خبر مىدهد و اگر پادشاه باشد كه من از دست او راحت مىشوم .
سپس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از گناه او گذشت و بشر بن براء از همان خوردن گوشت سمّى مرد .
در آن هنگام كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مريض بود و در همان مرض از دنيا رفت مادر بشر به عيادت او آمد .
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اى مادر بشر غذايى كه در خيبر من با پسر تو خوردم هنوز اثرش از بين نرفته و بر من غالب است و الآن وقت آن است رگ حيات من قطع شود و مسلمانان معتقد بودند كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در عين اينكه خداوند او را به وسيلهى نبوّت مكرّر معزّز نموده بود شهيد از دنيا رفت .
[ وَ لِتَكُونَ آيَةً لِلْمُؤْمِنِينَ ]
تو يا محمّد صلّى اللّه عليه و آله بايد نشانهاى براى مؤمنين باشى ، يا غنيمت كه خداوند آن را براى شما تعجيل كرد آيت و نشانه باشد .
و لفظ « لتكون » عطف بر محذوف است ، يعنى « لتقوّى و ترفع » تا تقويت شوى و بلند مرتبه گردى .
يا متعلّق به محذوف است كه بر « عجّل » عطف شده ، يعنى اين كار انجام شد تا تو نشانه و آيات مؤمنين باشى .
[ وَ يَهْدِيَكُمْ صِراطاً مُسْتَقِيماً ]
و شما را به راه مستقيم يعنى