را نيز با خود برگردانيد و شكست خورد و فرار كرد ؟ گفت : بلى اين قضيّه را ديدم .
على عليه السّلام فرمود : سپس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به سوى عمر فرستاد و از او پيمان گرفت و او را به سوى آن قوم فرستاد ، او هم رفت و با قوم روبرو شد ، جنگيد ، شكست خورد و متوارى شد .
پس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : پرچم را امروز به دست كسى مىدهم كه خدا و رسولش را دوست دارد ، خدا و رسولش نيز او را دوست دارند و خداوند به دست او فتح مىكند و او در جنگ ثابت قدم است و فرار نمىكند پس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مرا فراخواند و پرچم را به دست من داد و سپس فرمود : بار الها او را از سرما و گرما كفايت كن و حفظ نما . و سپس از آن نه گرما در من اثر كرد و نه سرما .
صاحب مجمع گفته : همهى اين مطالب از كتاب « دلائل النبوّة » امام ابو بكر بيهقى است .
سپس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله قلعهها را همچنان يكى پس از ديگرى فتح مىكرد تا به قلعهى وطيخ و سلالم رسيدند كه آخرين قلعههاى خيبر بود و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آنها را ده شب و اندى محاصره كرد .
ابن اسحاق گفته : وقتى قلعهى قموص كه قلعهى ابن ابى الحقيق بود فتح شد صفيّه دختر حىّ بن اخطب و دختر ديگرى خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آورده شد ، بلال آن دو دختر را بر دو تن از كشتهشدگان يهود بگذارند و به آنها نشان دهد كه كشته شدهاند وقتى آن دختر همراه صفيّه كشته را ديد داد و فرياد كرد و صورتش را خراشيد و خاك بر سرش ريخت ، وقتى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آن دختر را ديد فرمود اين شيطان را از من دور كنيد ،
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 314
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٣١٤