[ أَنْ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ ]
كه اگر شما از امر خدا روى بگردانيد كارى جز افساد نخواهيد داشت پس بايد در حين روى گردانيدن اميدى جز فساد كردن نداشته باشيد .
[ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ ]
در آن حالت قطع رحم صورى و معنوى مىكنيد .
[ أُولئِكَ ]
در اينجا التفات از خطاب به غيبت است ، يعنى آنان چنيناند .
[ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعْمى أَبْصارَهُمْ ]
خداوند گوشهاى آنها را از ادراك جهت اخروى در مسموعات كر نمود ، چشمانشان را نابينا كرد .
[ أَ ]
يعنى آيا مىتوانند در آيات و قرآن تدبّر و تأمّل كنند .
[ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ ]
بر دلهاى آنان قفل زده شده و در نتيجه قدرت بر تدبّر ندارند . در اينجا لفظ « قلوب » را به صورت نكرده آورد در حالى كه مناسب بود بگويد
[ أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُها ]
تا اشعار به اين باشد كه دلهاى قفل شده گويا كه دلهاى انسان نيستند ، در نتيجه اضافه به انسانها نمىشود .
يا آن دلها از جهت نهايت حقارت و پستى گويى كه ممكن نيست شناخته شوند و اضافه « اقفال » به قلوب براى اشاره به اين است كه قفلهاى دلها از سنخ همان دلها است ، نه از جنس قفلهاى صورى .
و در اوّل سورهى گذشت هر يك از دلها داراى روزنهاى است به ملكوت عليا و روزنهاى به ملكوت سفلى ، به يك اعتبار هر يك از دلها يك در به ملكوت عليا دارند و يك در به ملكوت سفلى و هر يك از دو