ترجمه :
( 47 / 30 - 20 )
و [ بعضى از ] مؤمنان گويند چرا سورهاى [ شامل حكم جهاد ] فروفرستادهنمىشود ، آنگاه چون سورهاى از محكمات فروفرستادهمىشود و در آن كارزار [ با مشركان ] ياد مىشود ، بيمار دلان را بينى كه به تو با نگاه كسى كه از [ سكرات ] مرگ بىهوش شده باشد ، مىنگرند ؛ بدا به حال ايشان .
اطاعت بايد و سخنى نيك ؛ آنگاه چون كار قطعى شود ، اگر با خداوند صادق باشند ، بىشك بر ايشان بهتر است .
چه بسا چون دست يابيد در اين سرزمين فتنه و فساد كنيد و پيوند خويشاوندانتان را بگسليد .
اينان كسانى هستند كه خداوند لعنتشان كرده و [ از شنيدن و ديدن حقّ ] ناشنوا و چشمهايشان را نابينا ساخته است .
آيا در [ معانى ] قرآن نمىانديشند ، يا بر دلها قفلها [ ى غفلت ] شان افتاده است ؟
بىگمان كسانى كه پس از آنكه [ حقّ و ] هدايت بر آنان روشن شده است ، به آن پشت كردند [ و به گذشته برگشتند ] ، شيطان آن را در چشمشان آراسته است و به آنان مهلت و ميدان داده است .
اين از آن است كه به كسانى كه [ وحى ] فروفرستادهى الهى را ناخوش داشتهاند ، گويند كه در بعضى كارها از شما اطاعت خواهيم كرد ؛ و خداوند پنهانكاريشان را مىداند .
پس چگونه باشد حالشان آنگاه كه فرشتگان جانشان را بگيرند در حالى كه چهرهها و پشتهايشان را فروكوبند ؟
اين از آن است كه از آنچه خداوند را به خشم آورد پيروى مىكردند و خشنودى او را ناخوش داشتند ، پس [ خداوند ] اعمالشان را تباه كرد .
آيا بيمار دلان پنداشتهاند كه خداوند هرگز حقد و حسدهايشان را آشكار نمىسازد ؟
و اگر بخواهيم آنان را به تو مىنمايانيم ، آنگاه ايشان را به سيمايشان مىشناسى و آنان را از آهنگ سخنشان مىشناسى ؛ و خداوند [ ظاهر و باطن ] اعمالتان را مىداند .
تفسير
[ وَ يَقُولُ الَّذِينَ آمَنُوا لَوْ لا نُزِّلَتْ سُورَةٌ ]
مؤمنين مىگويند چرا سورهاى در امر جهاد يا به صورت مطلق نازل نمىشود .