و « سمع » به طور متعدّى نيز استعمال مىشود و گفته مىشود : « تعسه اللّه » مانند « أتعسه اللّه » .
[ وَ أَضَلَّ أَعْمالَهُمْ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كَرِهُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأَحْبَطَ أَعْمالَهُمْ ]
طبق روايت امام باقر يعنى آن كفّار را آنچه را خداوند دربارهى على عليه السّلام نازل كرده خوش نداشتند از اين رو خدا اعمالشان را تباه ساخت . سپس فرمود ، كه روى اسم على عليه السّلام را خط كشيدهاند . ( و لكن عبارت أنزل اللّه فى حقّ على ، بوده است ) .
[ أَ فَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ ]
آيا اينان در زمين طبع يا زمين قرآن يا زمين اخبار يا سيرههاى ، يا زمين عالم صغير سير نكردند ؟ !
[ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ ]
يعنى ببينند عاقبت و سر انجام كسانى كه قبل از آنها بودند چگونه بود ، كسانى كه آيات خدا را تكذيب كردند و جانشينان خدا را تصديق ننمودند ، تا متنبّه شوند و بدى و زشتى كار و تكذيب و عقوبت آن را بفهمند .
[ دَمَّرَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ ]
لفظ « دمر » مانند « نصر » و « دمّر » از باب تفعيل به معناى هلاك كرد مىباشد و « دمر دمورا » يعنى به طرز بد و ناپسند و بدون اجازه هجوم آورد .
[ وَ لِلْكافِرِينَ ]
و براى كافران به ولايت .
[ أَمْثالُها ذلِكَ ]
اين گونه واژگونى و نابود كردن مىباشد .
[ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا ]
زيرا خدا مولاى كسانى است كه به ولايت ايمان آوردند ، نه كسانى كه به ولايت كافر شدند .
[ وَ أَنَّ الْكافِرِينَ لا مَوْلى لَهُمْ ]
و كافران به ولايت ، مولا و دوستى ندارند .