تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
صورت رفع جنگ و از بين رفتن جنگ علّت غايى جنگ و محاربه است . از امام صادق عليه السّلام آمده است كه فرمود : پدرم مىفرمود : جنگ داراى دو حكم است . 1 - اگر در حال جنگ اسير گرفته شود اختيار آن با امام است اگر بخواهد گردنش را مىزند و اگر بخواهد دست و پايش را از پشت قطع مىكند بدون آنكه خون او را بند بياورد و او را در همين حال رها مىسازد كه در خون خود رنگين شود تا بميرد ، همين است معناى قول خداى تعالى :
إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ . . .
تا آخر آيه » 2 - حكم دوّم اين است كه جنگ تمام شود و بعد از جنگ كسى اسير شده باشد در اينجا نيز اسير در دست مسلمانها مىماند تا امام تصميم بگيرد و اختيار با امام است اگر خواست بر او منّت مىگذارد و آزادش مىكند و اگر خواست خود او را فديه قرار مىدهد و اگر خواست آنها را به صورت بنده در مىآورد .
[ ذلِكَ ]
اين مطلب و اين سنّت كه گفته شد بر حسب اسباب طبيعى است ، يا اين حكم خدا بر حسب اسباب است ، يا اين مطلب را بگيريد و به آن ملزم باشيد بر حسب اسباب و گرنه اگر خدا بخواهد شما را بدون جنگ پيروز مىگرداند .
[ وَ لَوْ يَشاءُ اللَّهُ لَانْتَصَرَ مِنْهُمْ ]
و ليكن خداوند اگر بخواهد شما را بدون دستور جنگ پيروز مىگرداند .
[ وَ لكِنْ لِيَبْلُوَا بَعْضَكُمْ بِبَعْضٍ ]
و لكن خداوند دستور جنگ مىدهد تا بعض از شما را به‌وسيله بعضى ديگر آزمايش كند ، چه در