جهاد و جنگ خصلتها و صفتهاى مهم و بزرگ حاصل مىشود كه جز در جنگ تحصيل آنان مىكنى نيست و در عين حال جنگ تهديد بزرگى نسبت به كفّار مىشود تا قبل از درماندگى و استيصال به تو به راغب شوند و به آن و روى آورند .
[ وَ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ ]
لفظ « قتلوا » به صورت مجرّد و مجهول خوانده شده ، « قاتلوا » نيز خوانده شده است .
[ فَلَنْ يُضِلَّ أَعْمالَهُمْ سَيَهْدِيهِمْ ]
خداوند كردارهايشان را به گمراهى نمىكشاند بلكه آنها را به آنچه كه سزاوار است كه هدايت شوند ، هدايت مىكند ، مانند كمالات انسانى و درجات بهشت .
[ وَ يُصْلِحُ بالَهُمْ ]
و امورشان را اصلاح مىگرداند تا هنگام لذّتهاى انسانى چيزى نگرانكننده وجود نداشته باشد كه حال آنان را تغيير دهد .
[ وَ يُدْخِلُهُمُ الْجَنَّةَ عَرَّفَها لَهُمْ ]
اين جمله جواب سؤال مقدّر يا حال است ، يعنى خداوند بهشت را به آنها معرّفى كرده و شناسانده كه در آن ، هر چه كه دل بخواهد و نگاه و چشم از آن لذّت ببرد موجود است ، در بهشت چيزى است كه بر قلب بشر خطور نكرده است .
[ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ ]
در سورهى حجّ بيان اين آيه گذشت .
[ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ ]
و قدمهاى شما را در دينتان ثابت نگهمىدارد ، كه مقصود ولايت علىّ عليه السّلام است .
[ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا فَتَعْساً لَهُمْ ]
« تعسوا تعسا » و لفظ « تعس » به معناى هلاكت ، نابودى ، لغزش ، سقوط ، شرّ ، دورى و انحطاط است و فعل آن مانند « منع »