[ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ ]
عذابى كه مقدار روز آن بزرگ است ، يا بلاى آن بزرگ است .
[ قالُوا أَ جِئْتَنا لِتَأْفِكَنا عَنْ آلِهَتِنا ]
گفتند : آمدى كه ما را از خدايان خويش منصرف سازى .
[ فَأْتِنا بِما تَعِدُنا ]
اگر راست مىگويى آنچه را كه از عذاب خدا وعده مىدهى بياور .
[ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ]
كه اگر در ادّعاى رسالت و وحى و نازل شدن عذاب از راستگويان هستى .
[ قالَ ]
آن انذاركننده يا هود گفت :
[ إِنَّمَا الْعِلْمُ عِنْدَ اللَّهِ ]
علم به وقت عذاب فقط نزد خداى تعالى است و من علم به وقت عذاب ندارم تا به شما خبر بدهم يا در آن عجله كنم ، اين كنايه از آن است كه عذاب با قدرت خداست نه به قدرت رسول خدا بر حسب رسالتش .
[ وَ أُبَلِّغُكُمْ ما أُرْسِلْتُ بِهِ ]
اين گفتار و مانند آن خروج از انانيّت و اظهار عجز از تصرّف در ملك خدا و به بندگانش مىباشد ، اين معنا عادت و خوى انبيا و اوليا عليهم السّلام است .
[ وَ لكِنِّي أَراكُمْ قَوْماً تَجْهَلُونَ ]
و لكن مىبينم شما را قومى كه در جهل و نادانى فرورفتهايد يا متّصف به جهل هستيد ، يا نمىدانيد كه رسولان به رحمت مبعوث شدهاند نه به عذاب ، لذا وعده مىدهند و در آنچه كه وعده مىدهند سستى و تأمّل به خرج مىدهند .
[ فَلَمَّا رَأَوْهُ ]
پس وقتى كه ديدند آنچه را كه وعده داده شده بودند .
[ عارِضاً ]
ابرى كه بر افق ظاهر و عارض مىشود .