تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
[ لِوالِدَيْهِ أُفٍّ لَكُما ]
لفظ « أفّ » اسم به صورت و كلمه‌ى ناراحتى و دلتنگى است ، يعنى اين را هم به ياد آور ، در مقابل اوّلى قرار بده تا خوب اوّلى و زشتى دوّمى آشكار و روشن گردد . و ممكن است مبتدا باشد و لفظ « اولئك » خبر آن و جمله عطف شده باشد .
[ أَ تَعِدانِنِي أَنْ أُخْرَجَ ]
از قبرم به صورت زنده خارج شوم
[ وَ قَدْ خَلَتِ الْقُرُونُ ]
امّت‌هاى پيشين
[ مِنْ قَبْلِي ]
احدى از امّت‌هاى پيشين برنگشت و از قبرش زنده خارج نشد .
[ وَ هُما يَسْتَغِيثانِ اللَّهَ وَيْلَكَ ]
لفظ « ويل » در اصل « وى » و « لك » است ، لفظ « وى » كلمه‌ى تعجّب است ، گويا كه گفته است : تعجّب براى توست ، ممكن است لفظ « ويل » اضافه به « كاف » شده و معناى آن اين است كه تعجّب را بگير ، با مخفّف « ويل » و « لك » است ، يعنى واى بر تو .
[ آمِنْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَيَقُولُ ما هذا إِلَّا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ ]
اين كلمه در سوره‌ى انعام و انفال و نحل و غير آن سوره‌ها با بيان آنها گذشت . قمىّ گفته است : اين آيه درباره‌ى عبد الرحمن بن ابى بكر نازل شده است .
[ أُولئِكَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنَّهُمْ كانُوا خاسِرِينَ ]
بر آنان حتم شده است كه اهل آتش مىباشند
[ وَ لِكُلٍّ ]
و براى هر يك از دو گروه ، يا هر يك از افراد دو گروه
[ دَرَجاتٌ مِمَّا عَمِلُوا ]
درجاتى كه ناشى از عمل‌هاى آنانست ، يا به خاطر آنچه كه عمل كردند .