وضع حمل خوشايند نبود ، چون مىدانست كه فرزندش كشته خواهد شد ، فرمود : در همين باره اين آيه نازل شده است « 1 » .
در روايت ديگرى آمده است : جبرئيل به سوى زمين فرود آمد و عرض كرد : يا محمّد صلّى اللّه عليه و آله پروردگار تو سلام مىرساند و به تو مژده مىدهد كه او در ذريّهاش امامت و ولايت و جانشينى قرار داده است ، پس رسول خدا فرمود : من راضى شدم ، سپس به فاطمه عليها السّلام بشارت داد و او نيز راضى شد .
امام صادق عليه السّلام فرمود : اگر نگفته بود :
« أَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي »
همهى ذريّة امام حسين عليه السّلام امام مىشدند ، فرمود : امام حسين عليه السّلام از فاطمه عليها السّلام و از هيچ زنى شير نخورد ، بلكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مىآمد و انگشت شست خويش را در دهن او مىگذاشت ، امام حسين عليه السّلام آن را مىمكيد ، همين تا دو و سه روز كفايت مىكرد .
و بدين ترتيب گوشت امام حسين عليه السّلام از گوشت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله روييده . . . و خون او از خون رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بود و هيچ فرزندى ششماهه به دنيا نيامده جز عيسى بن مريم و حسين عليه السّلام . و در نزول اين آيه دربارهى امام حسين عليه السّلام قريب به اين مضمون اخبار ديگرى نيز آمده است .
[ وَ الَّذِي قالَ ]
اين جمله عطف بر « الانسان » يا به تقدير « اذكر » و عطف به اعتبار معناست ، گويا گفته است : به ياد آور كسى را كه بعد از رسيدن به چهل سالگى گفت : « أوزعنى » و همچنين به ياد آور كسى را كه به پدر و مادرش كلمهى « أفّ » گفت .
هامش
( 1 ) برهان ج 2 ص 172