« واو » بدان جهت است كه موهم اتّصال به ما قبل باشد ، گويا كه چنين گفته باشد :
كسانى كه گفتند پروردگار ما خداست ، سپس استقامت نمودند بر آنچه كه به آن توصيه كرديم و امر نموديم و به انسان توصيه كرديم كه نسبت به پدر و مادرش نيكوكار باشد .
[ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهاً وَ وَضَعَتْهُ كُرْهاً وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً ]
چون خداى تعالى خواست در حقّ ما در بيشتر توصيه و سفارش نمايد آنچه را كه مادر از زحمات فرزند متحمّل مىشود ذكر نمود .
[ حَتَّى إِذا بَلَغَ أَشُدَّهُ ]
ذكر معناى « اشدّ » در سورهى انعام و سورهى يوسف و غير آن دو گذشت و بيان اين مطلب نيز در همانجا گذشت .
[ وَ بَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً قالَ ]
و به چهل سالگى كه كمال قوّت عقلانى است رسيد ، گفت : يعنى شايسته است بگويد : بنا بر آنكه آيه عام باشد يا حتما مىگويد ، كه در اين صورت آيه مخصوص به حسين عليه السّلام است ، چنانچه در اخبار ما آمده است .
[ رَبِّ أَوْزِعْنِي ]
خدايا به من الهام نما يا مرا در شكر نعمت ولع و حرص قسمت كن و ارزانى دار .
[ أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ
وَ عَلى والِدَيَّ ]
تا به نعمتى كه بر من و پدرم بخشيدى سپاس گويم اين كلمه دلالت مىكند بر اينكه اين آيه مخصوص به حسين عليه السّلام است .
( زيرا خدا به او و پدرش على عليه السّلام نعمت ولايت بخشيد ) .
[ وَ أَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ وَ أَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي ]
و