تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
جز خداوند را مپرستيد ، كه من بر شما از عذاب روزى سهمگين مىترسم . گفتند آيا به سراغ ما آمده‌اى كه ما را از خدايانمان بازدارى ؛ پس اگر از راستگويان هستى ، آنچه [ از عذاب ] به ما وعده مىدهى هم اكنون [ بر سر ما ] بياور . گفت همانا علم نزد خداوند است و من رسالتم را به شما مىرسانم ، ولى شما را قومى مىبينم كه نادانى مىكنيد . آنگاه چون آن [ عذاب ] را به هيئت ابرى ديدند كه رو به [ دشت و ] دره‌هايشان نهاده بود ، گفتند اين ابرى است بارنده بر ما ؛ نه بلكه آن چيزى است كه به شتابش مىخواستيد ، بادى است كه در آن عذاب دردناك است . كه به فرمان پروردگارش همه چيز را نابود مىكند ؛ و چنان شدند كه چيزى جز خانه‌هايشان ديده نمىشد ؛ بدين‌سان گناهكاران را كيفر مىدهيم . و به راستى به آنان در چيزهايى تمكّن داده بوديم كه شما را آن تمكّن نداده بوديم ؛ و براى آنان گوشها و چشمها و دلها آفريده بوديم ؛ امّا گوشها و چشمها و دلهايشان سودى به حالشان نداد ؛ چرا كه آيات الهى را انكار مىكردند و آنچه ريشخندش مىكردند ، ايشان را فروگرفت . و به راستى چه بسيار از شهرهايى را كه پيرامونتان بود ، نابود كرديم و آيات [ خود ] را گونه‌گون بيان كرديم ، باشد كه بازآيند . پس چرا كسانى كه به جاى خداوند به پرستش گرفته بودند ، كه مايه‌ى تقرّبشان شود ، يعنى آن خدايان ياريشان ندادند ؟ بلكه از ديد آنان گم‌وگور شدند ، اين است افتراى ايشان و آنچه بر مىساختند .

تفسير

[ وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ
« 1 »
بِوالِدَيْهِ إِحْساناً ]
اين جمله از ما قبلش منقطع و بيان حال اشخاص يا شخص مخصوصى است ، آوردن ادات عطف و لفظ
هامش
( 1 ) شاه نعمت اللّه گويد ، انسان ، اسم مردمك چشم است ، كه چون انسان كامل همه بين است اما ، خود بين نيست . در رياض العارفين است كه : انسان مرد كامل را گويند ، نه صورت انسانيت . هدايت ، رياض العارفين ص 37