تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
وَ قالُوا ما هِيَ
آن زندگانى و حيات ما نيست جز حيات و زندگانى دنيا .
إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَ نَحْيا
بعضى از ما مىميرد و بعضى از ما زنده مىشود ، يا معنا بنا بر تقديم و تأخير است ، يعنى زنده مىشويم و ميميريم .
وَ ما يُهْلِكُنا إِلَّا الدَّهْرُ
دهرىها و طبيعىها مىگويند : مرور و گذشت زمان ما و هر موجودى را فانى ساخته و از بين مىبرد و با تفاوتى كه در انواع و اشخاص هست ، البتّه فانى كردن زمان به صورت تدريجى در صورتى است كه ناگهان قطع كننده‌اى بقاى طبيعى را قطع نكند .
وَ ما لَهُمْ بِذلِكَ
مِنْ عِلْمٍ
اين گفتار آنها اصلا باطل است ، آنها از جهت بطلان گفتارشان سرزنش و ملامت مىشوند و نيز بر سخن گفتن به چيزى كه به آن دانش ندارند ، سرزنش مىشوند .
إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ
و گفتار از روى شكّ و ظنّ زشت است و صاحب آن قابل سرزنش و ملامت . پس واى و سپس واى بر كسى كه قائل به ظنّ و قياس شد بدون آنكه از خداى تعالى اذن و اجازه داشته باشد و سپس به ظنّ و قياس خود بگويد كه اين از جانب خداست ، حكم خدا در حقّ من و پيروانم همين است . و مكرّر اين مطلب گذشته است كه اذن و اجازه‌ى صحيح ظنّ را جانشين علم مىكند ؛ بلكه آن را شريف‌تر از علم قرار مىدهد ، چنانچه در اجازه‌هاى قلندرها اين مطلب مشاهده شده است .