تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
نيافريديم مگر به حقّ ؛ مقصود از حقّ همان ولايت مطلق است كه حقّ بودن هر صاحب حقّى به سبب آن صورى مىپذيرد ، سپس اگر آفرينش آسمانها و زمين و نتايج آن دو به حقّ ديگر هيچ وقت به باطل نزديك نشده و به آن برنمىگرايد .
وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ
بيشتر آنان اصلا علم ندارند ، بلكه آنچه كه به عنوان علم دارند ، جهل مشابه علم است ، لذا مىبينى كه دشمن اهل علم هستند ، يا نمىدانند كه مطلب اين چنين است .
إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ
كه در روز قيامت
مِيقاتُهُمْ أَجْمَعِينَ
پس آنجا بين محقّ و مبطل و عالم و جاهل مشابه عالم فرق مىگذاريم و آنان را از همديگر جدا مىكنيم .
يَوْمَ لا يُغْنِي مَوْلًى عَنْ مَوْلًى شَيْئاً
روزى كه دوستيها به كار نايد و چيزى موجب بىنيازى نيست يا چيزى از عذاب خدا كاسته نمىشود .
وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ
بعد از گرفتارى نه آنان به ياران و زير دستانشان مىتوانند كمك كنند و نه غير آنان .
إِلَّا مَنْ رَحِمَ اللَّهُ
اين جمله استثنا از لفظ « مولى » دوّمى ، يا از مرفوع « ينصرون » ، كسى كه رحم خدا شامل حال او مىشود منحصر به كسى است كه ولايت را با بيعت خاصّ قبول كرده باشد ، يا در حال حضور علىّ عليه السّلام وقت احتضار ولايت را قبول كرده باشد .
إِنَّهُ هُوَ الْعَزِيزُ
تعليل اين است كه موالى نمىتوانند بىنياز كنند و نمىتوانند يارى نمايند زيرا خدا خود چيره است .