جوشيدن آبى كه در حرارت به آخرين درجه رسيده است .
خُذُوهُ
جواب سؤال مقدّر است ، يا حال به تقدير قول است ، يعنى به مالكين دوزخ گفته مىشود : اين كافرين را بگيريد و به وسط جهنّم بيندازيد .
فَاعْتِلُوهُ إِلى سَواءِ الْجَحِيمِ
و او را به زور به سوى جهنّم و در وسط جهنّم بكشانيد .
ثُمَّ صُبُّوا فَوْقَ رَأْسِهِ مِنْ عَذابِ الْحَمِيمِ
سپس آب گرم بر سر او بريزيد كه گرمى آن در نهايت درجه باشد ، اضافه كردن لفظ « عذاب » براى اشاره به اين است كه منظور از ريختن آب جوش عذاب او مىباشد ، درحالىكه به آنان گفته مىشود :
ذُقْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْكَرِيمُ
از باب استهزا به آنان گفته مىشود : عذاب را بچش كه تو عزيز و حكيم هستى .
روايت شده كه أبو جهل به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله گفت : بين دو كوه مكّه عزيز و گرامىتر از من وجود ندارد .
با اين گفتار ( ابو جهل ) مورد سرزنش قرار مىگيرد كه بلى در آتش جهنّم تو عزيز و حكيم هستى !
إِنَّ هذا ما كُنْتُمْ بِهِ تَمْتَرُونَ
اين همان است كه در آن شكّ يا جدل مىكرديد .
إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي مَقامٍ أَمِينٍ فِي جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ
پرهيزگاران در امان هستند و در بهشتها از چشمههاى رحمت مىنوشند .
يَلْبَسُونَ مِنْ سُندُسٍ وَ إِسْتَبْرَقٍ
و از سندس كه حرير نازك است ، استبرق كه حرير كلفت است مىپوشند .