تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ( 58 ) فَارْتَقِبْ إِنَّهُمْ مُرْتَقِبُونَ ( 59 )

ترجمه :

( 44 / 59 - 43 ) همانا درخت زقّوم . . . خوراك گناهكار [ ان ] است . كه همانند فلز گداخته در شكمها مىجوشد . مانند جوشيدن آب گرم . [ درباره‌ى هر گناهكار گويى ] او را بگيريد و به ميانه‌ى دوزخش بكشيد . سپس بر فراز سرش از عذاب آب گرم فروريزيد . [ و بگوييدش ] بچش كه تو [ به خيال خودت ] گرانقدر گرامى هستى ! اين همانست كه به آن شكّ داشتيد . بىگمان پرهيزگاران در مقامى امن هستند . در ميان باغها و چشمه‌ساران . جامه‌هايى از ابريشم نازك و ابريشم ستبر در بر كرده ، روبه‌روى يكديگرند . آرى چنين است ، [ و ] آنان را جفت حوريان درشت چشم گردانيم . در آنجا هر ميوه‌اى كه خواهند در كمال آرامش طلب كنند . در آنجا [ طعم ] هيچ مرگى جز مرگ نخستين نچشند ، [ خداوند ] ايشان را از عذاب دوزخ در امان دارد . از روى بخششى از سوى پروردگار تو ؛ اين همان رستگارى بزرگ است . جز اين نيست كه آن را به زبان تو به آسانى روان ساخته‌ايم ، باشد كه پند گيرند . پس منتظر باش كه آنان نيز منتظرند .

تفسير

إِنَّ شَجَرَةَ الزَّقُّومِ طَعامُ الْأَثِيمِ
بيان درخت زقّوم در سوره‌ى صافّات گذشت
كَالْمُهْلِ
لفظ « مهل » اسم جميع معدنىهاى جواهر مانند نقره و آهن مانند آن دو مىباشد . و نيز اين لفظ اطلاق مىشود بر زفت شل و رقيق و آنچه كه از مس و آهن ذوب مىشود ، بر روغن يا آنچه كه از روغن ته‌نشين مىشود ، يا روغنى شل و رقيق و بر سمّ و چرك و كثافات ميّت نيز گفته مىشود .
يَغْلِي فِي الْبُطُونِ كَغَلْيِ الْحَمِيمِ
در شكم‌هاى جوشد مانند
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 181 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى