لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ( 58 ) فَارْتَقِبْ إِنَّهُمْ مُرْتَقِبُونَ ( 59 )
ترجمه :
( 44 / 59 - 43 )
همانا درخت زقّوم . . .
خوراك گناهكار [ ان ] است .
كه همانند فلز گداخته در شكمها مىجوشد .
مانند جوشيدن آب گرم .
[ دربارهى هر گناهكار گويى ] او را بگيريد و به ميانهى دوزخش بكشيد .
سپس بر فراز سرش از عذاب آب گرم فروريزيد .
[ و بگوييدش ] بچش كه تو [ به خيال خودت ] گرانقدر گرامى هستى !
اين همانست كه به آن شكّ داشتيد .
بىگمان پرهيزگاران در مقامى امن هستند .
در ميان باغها و چشمهساران .
جامههايى از ابريشم نازك و ابريشم ستبر در بر كرده ، روبهروى يكديگرند .
آرى چنين است ، [ و ] آنان را جفت حوريان درشت چشم گردانيم .
در آنجا هر ميوهاى كه خواهند در كمال آرامش طلب كنند .
در آنجا [ طعم ] هيچ مرگى جز مرگ نخستين نچشند ، [ خداوند ] ايشان را از عذاب دوزخ در امان دارد .
از روى بخششى از سوى پروردگار تو ؛ اين همان رستگارى بزرگ است .
جز اين نيست كه آن را به زبان تو به آسانى روان ساختهايم ، باشد كه پند گيرند .
پس منتظر باش كه آنان نيز منتظرند .
تفسير
إِنَّ شَجَرَةَ الزَّقُّومِ طَعامُ الْأَثِيمِ
بيان درخت زقّوم در سورهى صافّات گذشت
كَالْمُهْلِ
لفظ « مهل » اسم جميع معدنىهاى جواهر مانند نقره و آهن مانند آن دو مىباشد .
و نيز اين لفظ اطلاق مىشود بر زفت شل و رقيق و آنچه كه از مس و آهن ذوب مىشود ، بر روغن يا آنچه كه از روغن تهنشين مىشود ، يا روغنى شل و رقيق و بر سمّ و چرك و كثافات ميّت نيز گفته مىشود .
يَغْلِي فِي الْبُطُونِ كَغَلْيِ الْحَمِيمِ
در شكمهاى جوشد مانند