ضمن شرح مفصّل در مورد غيبت فرمودهاند : و غفلت كردن از نفس و عيوب آن مذموم و ناپسند است و خود بينى و خودپسندى اصل جميع بديها است ، پس ديدن بديها از غير انسان قبيح است ، ديدن بدى از انسان قبيحتر و زشتتر ، از كسى كه خود را به اسلام نسبت مىدهد باز قبيحتر و قبح آن در مورد مسلمان شديدتر و در مورد مؤمن باز شديدتر است .
و ذكر مؤمن در غياب و حضور او به بدى آن چنان قبيح است كه هيچ قبحى از آن قبيحتر نيست تا آنجا كه به خبرى نسبت دادهاش كه غيبت از هفتاد زناى با مادر در كعبه بدتر و شديدتر است ( خوبىها و محاسن برادر دينى را در نظر بگيريد ) .
چنانچه به عيسى عليه السّلام نسبت داده شد كه او با حواريين بر مردار گنديده سگى برخورد كردند ، حواريّين گفتند : چقدر متعفّن و گند است ؟ عيسى عليه السّلام فرمود :
چقدر دندانهايش سفيد است .
روايت شد نوح بر سگ بدقيافهاى برخورد و گفت : چقدر اين سگ زشت و قبيح است ؟ سگ به زانو نشست و با زبان فصيح گفت : اى نوح اگر به خلقت خدا راضى نيستى خلقت مرا عوض كن .
نوح متحيّر گشت ، خود را ملامت و سرزنش مىنمود و چهل سال بر حال خويش گريه و زارى مىكرد ، تا خداى تعالى خطاب نمود : اى نوح تا كى گريه و زارى مىكنى ؟ توبه تو را قبول كردم .
از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آمده است : هر كس بدون عذر دروغ بگويد هفتاد ملايكه او را لعنت مىنمايند و از دل او عفونت و گند و بوى بد بيرون مىآيد و تا به عرش مىرسد و حاملين عرش او را لعنت مىكنند ، خداوند به خاطر همان دروغ هفتاد زنا براى او مىنويسد كه كوچكترين آن مانند كسى است كه با مادرش زنا كند .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 16
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص١٦