در تفسير اوّلين آيه اين سوره
[ إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً ]
ضمن تفسير و شرح مفصّلى در صلح حديبيّه مرقوم فرمودهاند : اين فتح : فتح مكّه يا فتح خيبر يا فتح ساير شهرها نيست ، بلكه مقصود فتح و پيروزى است كه اصل همه فتوحات است ، آن عبارت از فتح در ارواح به جبروت ، بلكه به لاهوت است .
و در اين فتح است كه جميع فتوحات محقّق مىشود ، از قبيل شهرها ، رساندن نعمتهاى صورى و معنوى ، غلبهى بر دشمنان ، حكم بين او و دشمنانش ، چگونگى حكومت بين خلق ، علم به اشيا . . .
و خلاصه اين فتح است كه سبب بخشيده شدن گناهان كسى است كه به او متّصل شده و در زير پرچم او داخل گردد ، هر كس كه مىخواهد باشد ، گناهانش هر اندازه كه مىخواهد باشد ، اگر چه گناهان او به عدد قطرات درياها و دانههاى ريگها و شنها بوده باشد .
و روى همين جهت است كه على عليه السّلام فرمود : دينتان را محكم بگيريد كه گناه در آن بخشيده شود و ثواب در غير آن دين قبول نگردد .
و اين فتح همان فتحى است كه براى صاحب آن نقص و قصورى باقى نمىماند و با اين فتح است كه صاحب آن خاتم كلّ در كلّ مىشود .
و اين فتح است كه براى صاحبش محبوبتر از همهى اشياست .
به همين ترتيب تا پايان تفسير اين آيه مژده دادهاند كه اين فتح بزرگ براى مؤمنين و مؤمنات آنقدر عظيم است كه هيچيك از پيروزىهاى ديگر دنيا و آخرت را نمىتوان با آن مقايسه نمود .
در تفسير
[ لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ ]
فرمودهاند : چه بيعتكنندگان در آن روز بسيار بودند و سبب رضاى خداى تعالى از آنان در آن بيعت اين است كه وقتى با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مخالفت كردند ، با قريش وارد جنگ شدند و شكست سختى خوردند پشيمان شدند كه چرا از