[ وَ لا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفاعَةَ ]
آن بتها و ستارگان و جنّ و شياطين و يا پيشوايان گمراهى كه اينان مىپرستند و مىخوانند بدون اجازهى خدا .
يا در حالى كه آن معبودهاى باطل ، خدا نيستند ، يا بدون علىّ عليه السّلام ، مالك شفاعت نيستند .
يعنى هيچ يك از آنان مالك شفاعت نيستند تا چه رسد به اينكه چيزى از آسمانها و زمين را مالك باشند .
[ إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ ]
اگر مقصود از معبودها مطلق معبودها باشد از مسيح و عزير و ملايكه و بتها و ستارگان و پيشوايان باطل استثناء در آيه متّصل است .
و اگر مقصود فقط بتها باشند استثناى منقطع است ؛ اين مطلب در صورتى است كه مستثنى منه فاعل « يدعون » باشد و مقصود از «
الَّذِينَ يَدْعُونَ
» كسانى باشند كه خلق را با زبان و حال و خلقتشان به سوى خودشان فرا مىخوانند .
ولى اگر مقصود «
الَّذِينَ يَدْعُونَ
» تابعين و پيروان باشند كه بتها و غير بتها را پرستش مىكنند در اين صورت استثنا از قبيل مفعول محذوف و مفرّغ است .
و برخى گفتهاند : نصر بن حارث و جماعتى از قريش گفتند : اگر آنچه كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله مىگويد راست و حقّ باشد ولىّ و پيشواى ما ملايكه هستند و آنها به شفاعت از ما سزاوارتر از محمّد هستند ، كه اين آيه نازل شد .
و معناى آيه اين است : شفاعت نيست مگر براى كسى كه شاهد حقّ يعنى شاهد ولايت باشد ، كه در اين صورت استثناء مفرّغ است .