امناء او را نيز انكار كردند .
[ الْعَلِيمُ ]
آن خداى دانايى كه چگونگى استتارش را خود مىداند ( كه پنهانيش از نهايت ظهور است ) و هيچ كس او را آن چنان كه بايد درك و احساس نمىكند ، بلكه او را انكار هم مىكنند .
[ وَ تَبارَكَ الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما ]
خدايى كه داراى ملك آسمانها و زمين و ما بين آن دو است پس چگونه خداى آسمانها و زمين نباشد يا از جانب او خدايى در آسمانها و زمين نباشد ؟ !
[ وَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ ]
و علم ساعت و قيامت كه با خرابى آسمانها و زمين همراه است نزد خداست ، نه نزد غير خدا و لذا مىبينى كه مشركين از قيامت غافل هستند و آن را فراموش كردهاند و مشغول كارهايى شدهاند كه براى قيامت نفعى به حال آنان ندارد ، اينان چرا دربارهى قيامت از تو سؤال مىكنند در حالى كه علم قيامت نزد تو نيست .
و در سورهى اعراف و غير آن وجه انحصار علم قيامت در خداى تعالى گذشت و گذشت كه هر يك از خلفا و جانشينان الهى اگر اين مطلب را مىدانند از آن جهت است كه آنان در اين مورد الهى هستند نه بشرى .
[ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ]
و شما در همين حال به طور استمرار در حال بازگشت به سوى خدا هستيد اگر چه از اين بازگشت غافل مىباشيد ، پس از مخالفت او بر حذر باشيد و بترسيد .